چگونه مانند نوابغ بیاندیشیم

چگونه مثل نوابغ بيانديشيم؟

ساليان سال، پژوهشگران بسياري كوشيده‌اند تا از طريق تحليل‌هاي آماري معماي نبوغ را روشن كنند. دانش‌پژوهان كوشيده‌اند تا ارتباط بين هوش و نبوغ را بسنجند. نتيجه اين بوده است كه هوش، نمي‌تواند به تنهايي موجب نبوغ گردد. ضريب هوشي بسياري از فيزيكدانان به مراتب بالاتر از ريچارد فاينمن (برنده جايزه نوبل) است، در حالي كه او با ضريب هوشي حدود 122 نبوغي شگفت‌انگيز از خود نشان داد. در واقع نابغه كسي نيست كه در آزمون‌هاي دانشگاهي رتبه‌ي اول را كسب مي‌كند، يا ضريب هوشي فوق‌العاده بالايي دارد.

بعد از مطالعات روان‌شناسي جوي گيلفرد (در دهه 1960)، كه به‌خاطر رويكرد علمي‌اش به موضوع خلاقيت معروف شده است، روان‌شناسان به اين نتيجه رسيدند كه خلاقيت و هوش ماهيت‌هاي متـفاوتي دارند. انسان مي‌تواند بـسيار بـاهوش باشـد ولي خـلاق نباشد و بر ‌عكس مي‌تواند بسيار خلاق باشد ولي چندان باهوش نباشد.

 

خلاقيت در برابر بازآفريني

ما عموماً به روش بازآفريني؛ يعني بر مبناي مسايل مشابهي كه در گذشته با آن‌ها مواجه شده‌ايم، تفكر مي‌كنيم. زماني كه با مسأله‌اي روبرو مي‌شويم، آن را به قالبي مي‌بريم كه قبلاً جواب داده است. از خود مي‌پرسيم: "براي حل اين مسأله، چه چيزي را قبلاً در زندگي، تحصيل يا كار خود آموخته‌ام؟"، سپس به روشي تحليلي، مطمئن‌ترين روشي را كه در تجربيات گذشته‌مان مؤثر بوده، انتخاب كرده و بقيه را حذف مي‌نماييم. آنگاه در چارچوبي كاملاً مشخص به حل مسأله مي‌پردازيم. در مقابل، نوابغ به روشي آفرينش‌گرانه مي‌انديشند نه بازآفرين. آن‌ها وقتي با مسأله‌اي مواجه مي‌شوند، به جاي اينكه بپرسند "ديگران تا به‌ حال چه روشي را براي حل اين مسأله به من آموخته‌اند؟" از خود مي‌پرسند: "به چند روش مي‌توانم به آن نگاه كنم؟"، "چگونه مي‌توانم به روشي نو به آن بنگرم؟" و "به چند روش مختلف مي‌توانم آن را حل كنم؟". آن‌ها با پاسخ‌هايي بسيار متفاوت، بعضاً غيرمتعارف و حتي منحصربه‌فرد، به مسأله جواب مي‌دهند. در واقع آنها به اين توصيه مهم كاملا توجه كرده اند كه «سوال كليد تفكر است». پس خوب است «در برخورد با موضوعات سوال برانگيز سوال كنيد. در اين هنگام هر سوالي را نپرسيد بلكه موثرترين و راهبردي ترين سوالات را مطرح كنيد... به سوالاتي بپردازيد كه براي عبور كردن كليدي است زيرا سوالات فراوانند چون ناشناخته ها نامحدودند.»*

از اينشتين پرسيدند: فرق تو با يك فرد معمولي چيست؟ او گفت: «اگر از فردي معمولي بخواهيد سوزني را در انبار كاه بيابد، او با اولين سوزني كه مي‌يابد كار را پايان مي‌دهد و زحمت جستجوي كل انبار كاه براي يافتن تمامي سوزن‌هاي ممكن را به خود نمي‌دهد. اما من تمام انبار را مي‌گردم تا همه‌ي سوزن‌هاي ممكن را پيدا كنم!»

نكته قابل‌توجه اين است كه تفكر بازآفرين، جمود فكري افراد را تشديد مي‌كند. در واقع ما به همين علت غالبا" در برخورد با مسايل جديدي كه مشابه تجربيات گذشته است ولي عمق ساختاري آن با مسايلي كه قبلاً با آن‌ها مواجه شده‌ايم متفاوت است، با شكست مواجه مي‌شويم.
سوئيسي‌ها طي چندين قرن، صنعت ساعت‌سازي را در سيطره خود داشتند ولي وقتي ساعت‌هاي الكترونيكي براي اولين بار در همايش جهاني ساعت معرفي شد، از سوي تمامي ساعت‌سازان سوئيسي رد شد. آنان بر مبناي تجربيات گذشته خود معتقد بودند كه ساعت‌هاي الكترونيكي، نمي‌توانند ساعت‌هاي آينده باشند؛ چرا كه اين ساعت‌ها با باتري كار مي‌كردند و ياتاقان، شاه‌فنر و چرخدنده نداشتند.

همگي ما، مجموعه‌اي غني از ايده‌ها و مفاهيم در وجود خود داريم كه بر پايه تجربيات گذشته‌مان شكل گرفته‌اند و ما را قادر مي‌سازند تا زنده بمانيم، ولي اگر ما نيز خود را براي تغيير مهيا نكنيم، ايده‌هاي معمول‌مان به مرور زمان كهنه مي‌شوند و مزاياي خود را از دست مي‌دهند. نهايتاً اينكه، در ميدان رقابت از حريفان شكست مي‌خوريم و از ميدان بيرون مي‌رويم.

روش‌هاي فكري نوابغ

پـژوهش‌گران بسياري قـصد تـوصيف و مستندسـازي روش تـفكـر نـوابـغ را داشته‌اند. آنـان بـا مطالعه و بـررسي دفـترچـه‌هاي خاطـرات، مكالـمات و ايـده‌هاي بـزرگترين متفكران جـهان كـوشيده‌اند تـا راهبـردهاي ويژه تـفكر نوابغ و الگوهاي فـكري آنـان را كشـف نمايند.
اكنون، هشت مورد از راهبردهايي را كه در الگوهاي انديشه نوابغ خلاق (در تاريخ علم، هنر، و صنعت) مشترك است، شرح مي‌‌دهيم:

1-   نوابغ از دريچه‌هاي مختلف به مسأله نگاه مي‌كنند. نوابغ اغلب به دنبال يافتن نگرش‌هايي جديد هستند كه ديگران آن‌ها را برنگزيده‌اند. لئوناردو داوينچي معتقد بود كه براي كسب دانش راجع به قالب يك مسأله، بايد ياد بگيريم كه چگونه آن را از راه‌هاي گوناگون بازسازي كنيم. او اعتقاد داشت كه اولين نگرش ما به يك مسأله به ‌شدت تحت تأثير نگرش معمول و روزمره‌مان است. او مسأله خود را ابتدا از يك نگاه، بعد از نگاهي ديگر و بعد از نگاه‌هاي ديگر بازسازي مي‌كرد. با هر تغيير، درك او از اصل مسأله عميق‌تر مي‌شد.

2-   نوابغ افكار خود را به تصوير مي‌كشند. نوابغ به‌دنبال افزايش مهارت‌هاي تصويري (ديداري) و تجسمي خود مي‌روند تا بتوانند اطلاعات را به روش‌هاي مختلف نمايش دهند. وقتي اينشتين با مسأله‌اي مواجه مي‌شد، همواره لازم مي‌ديد تا موضوع خود را به تمامي روش‌هاي ممكن (همچون نمودارها) فرموله نمايد. او ذهني بسيار تصويري داشت و به‌جاي انديشيدن در چارچوب‌هاي خشك استدلال‌هاي رياضي و گويشي، در قالب گزاره‌هاي تصويري و فضايي فكر مي‌كرد.

3-   نوابغ زياد توليد مي‌كنند. يكي ديگر از ويژگي‌هاي متمايز نوابغ، باروري و استعداد توليد سرشار آنان است. توماس اديسون 1093 اختراع ثبت نموده و همچنان سرآمد مخترعين است. او براي تضمين بهره‌وري گروهش، براي همه اعضا سهميه ايده تعيين كرده بود. سهميه شخصي خود او، حداقل يك اختراع كوچك در هر 10 روز و يك اختراع بزرگ در هر 6 ماه بوده است.

"يوهان سباستين باخ" حتي اگر مريض يا بي‌حال بود هر هفته‌ يك آواز مي‌سرود. موتزارت نيز بيش از 6000 قطعه موسيقي خلق كرد. اينشتين هم اگرچه بيشتر به ‌خاطر مقاله خود در باب نسبيت مشهور است، ولي 248 مقاله ديگر نيز منتشر كرده است. در مطالعه‌اي كه روي 2036 دانشمند انجام شد معلوم شد كه معتبرترين دانشمندان فقط آثار گرانقدر خلق نكرده‌اند، بلكه انبوهي از كارهاي بد و نامطلوب نيز داشته‌اند و در نهايت، كار اصلي آنها از ميان اين حجم عظيم توليدات سر برآورده است.

4-   نوابغ، تركيباتي بديع مي‌آفرينند. يك نابغه همچون يك كودك بسيار بازيگوش كه با مجموعه‌اي از بلوك‌هاي ساختماني سرگرم مي‌شود، دايماً در حال تجزيه و تركيب ايده‌ها، تصاوير و افكار به روش‌هاي مختلف در ضميرهاي خودآگاه وناخودآگاه خويش است. "گروگر مندل" كشيش اتريشي توانست از تركيب رياضيات و زيست‌شناسي، قوانين وراثت را كه علم ژنتيك نوين بر پايه آن بنا شده استخراج كند.

5-   نوابغ، روابط بين چيزها را پيدا مي‌كنند. نوابغ قادرند موضوعات نامرتبط را كنار هم بگذارند. اين توانايي در بهم ربط دادن مقولات مجزا، آنان را قادر مي‌سازد تا چيزهايي را ببينند كه ديگران نمي‌توانند ببينند.

داوينچي سعي كرد تا رابطه‌اي بين صداي زنگ و سنگي كه در آب مي‌افتد ايجاد كند. اين نكته باعث كشف اين اصل شد كه صدا همچون موج حركت مي‌كند. ساموئل مورس (مخترع تلگراف) نمي‌توانست براي انتقال پيام‌هاي تلگراف از يك قاره به قاره ديگر راهي پيدا كند، تا اينكه روزي مشاهده كرد اسب‌هاي چاپار را در ايستگاه‌ها تعويض مي‌كنند و كوشيد تا ارتباطي بين ايستگاههاي اسب‌هاي چاپار و سيگنال‌هاي قوي تلگراف پيدا كند و به اين ترتيب بود كه ايده ايستگاه‌هاي تقويت كننده بين راه، سر برآورد.

6-   نوابغ به تضادها مي‌انديشند. فيزيك‌دان و فيلسوف معروف ديويد بوهم، معتقد بود افكار نوابغ مي‌تواند بين مقولات متضاد يا موضوعات ناسازگار چرخش كند. فيزيكدان معروف، نيلز بوهر اعتقاد داشت معلق بودن ذهن امكان مي‌دهد تا ذكاوتي فراي تفكر ساده وارد عمل شود و قالبي نو خلق نمايد. اين چرخش و گردش ما بين تضادها، شرايطي را ايجاد مي‌كند كه ذهن شما آزادانه به زواياي جديد دست يابد.

7-   نوابغ، استعاري مي‌انديشند. ارسطو، استعاره را نشانه نبوغ مي‌دانست و معتقد بود فردي كه مي‌تواند شباهت‌هاي دو مقوله متفاوت هستي را درك كرده و بين آن‌ها پيوند برقرار كند، گوهري گرانقدر در اختيار دارد. اگر چيزهايي نامشابه، از چند منظر و رويكرد مشابه باشند، از مناظر ديگر نيز مي‌توانند مشابه‌ تلقي‌ شوند.

الكساندر گراهام‌بل، عملكرد داخلي گوش را با يك پرده محكم فلزي لرزان مقايسه كرد و اين مقايسه به اختراع تلفن انجاميد. اينشتين بسياري از قوانين خود را از رخدادهاي مشابه طبيعي برداشت مي‌كرد و توضيح مي‌داد؛ رخدادهايي همچون پارو زدن در يك قايق يا ايستادن در ايستگاهي كه قطاري از آن مي‌گذرد.

8-   نوابغ خود را براي فرصت‌ها مهيا مي‌كنند. الكساندر فلمينگ اولين پزشكي نبود كه در مطالعه باكتري‌هاي كشنده متوجه كپك‌هاي ظرف كشت ميكروب (كه در محيط باز قرار گرفته بود) شد. تفاوت در اينجا بود كه كمتر پزشكي به‌جاي دور ريختن اين ظرف آن را "جذاب" بداند و به آن به ديده يك "فرصت" بنگرد. اين نگرش علاقه‌مندانه‌ي او، به كشف پني‌سيلين منتهي شد. اديسون، وقتي در حال تفكر عميق راجع به چگونگي ساخت يك رشته كربني بود، ناخواسته با تكه‌اي از خمير بتونه سرگرم شده بود، آن را مي‌چرخاند و دور انگشتانش مي‌پيچيد. لحظه‌اي كه نگاهش به انگشتانش افتاد، برق از چشمانش پريد و گفت: "كربن را مانند يك رشته بپيچ!". نوابغ خلاق، منتظر دستاوردهاي شانسي نمي‌نشينند بلكه فعالانه به‌دنبال اكتشاف تصادفي مي‌گردند.

تأثيرگذارترين بزرگان، علاوه بر محتواي فكريشان، الگوها و راهبردهاي تفكر را نيز آموزش مي‌دادند. بنابراين واضح است كه راهبردهاي فكري را مي‌توان آموخت. نوابغ خلاق مي‌دانند كه چگونه ازاين راهبردهاي فكري استفاده كنند و به ديگران نيز بياموزانند كه از آن‌ها استفاده كنند. درك، تشخيص و به‌كارگيري راهبردهاي فكري مشترك بين نوابغ خلاق، شما را قادر مي‌سازد تا در زندگي كاري و شخصي خود، خلاقانه رفتار كنيد.



منبع: اينترنت

تلخيص: فاطمه زندي zandiiifa_84@yahoo.com

پي نوشت:‌ * دنباله ي كتاب جريان هدايت الهي

تصویرسازی ذهنی و بیماریها

 

 

تصويرسازي ذهني و درمان بيماري‌ها

 


 

تصويرسازي ذهني و درمان بيماري‌ها

در طول هر روز هزاران فکر به ذهن ما مي‌رسد که نيمي از آن‌ها افکار منفي هستند. اين افکار تاثير مستقيم بر نوع احساس و رفتار ما دارند. افکار و تصاوير ذهني به مثابة اسب چابکي هستند که اگر رام و مهار نشوند به هر جائي سر مي‌کشد و اين حرکت کنترل‌نشدة آن بعضاً سبب ايجاد عوارض جسمي و روحي در زندگي انسان مي‌شود، در حالي‌که با يادگيري نحوة کنترل و هدايت آن در مسيري هدف‌دار، به ابزار قدرتمندي براي رسيدن به اهداف تبديل مي‌گردد.

اين تصاوير علاوه بر تأثير بر حالات رواني، بر عملکرد فيزيولژيک بدن نيز مؤثرند چون هر فکري که به ذهن مي‌رسد، تفاسير و تجارب مربوط به آن بلافاصله سبب فعال شدن مراکز عصبي در مغز و ارسال پيام متناسب با آن به تمامي اعضاي بدن شده و جسم نيز مطابق با آن واکنش نشان مي‌دهد. ساده‌ترين مثال در اين رابطه تداعي تصوير و فکر ميوه‌هاي ترش مزه نظير ليموست که بلافاصله باعث ازدياد ترشح بزاق در دهان مي‌گردد.

اما توانائي تصاوير ذهني بسيار فراتر از اثرگذاري بر پاسخ‌هاي جسمي است تا آنجا که حتي مي‌تواند بر وقايع عالم خارج موثر واقع شده و مسير آنها را تغيير دهد. از آنجا که تصميم‌گيري و انتخاب هدف در «ذهن خوداگاه» ما به انجام مي‌رسد، افکار مربوط به آن بلافاصله مغز را به فعاليت وا مي‌دارد.

مغز و دستگاه عصبي به مثابة يک ماشين جستجوگر هدف بر اساس فرمان‌هاي دريافتي عمل مي‌کند که اصطلاحاً آنرا «Servo–Mechanism» مي‌خوانند. يعني فقط کافيست که فرمان را دريافت کند تا مکانيسم‌هاي موفقيت خود‌به‌خود يا ASM(1) در ناخودآگاه به‌راه افتاده و راه رسيدن به هدف را خودش پيدا کند. اما صدور فرمان براي اين ماشين تنها از طريق يک واسطه يعني تصاوير ذهني امکان‌‌پذيرست.

وجود چنين مکانيسم‌هايي در ذهن منجر به پيدايش علم تصويرسازي ذهني خلاق يا سايکوسايبرنتيک(2) شده که يکي از ابزارهاي فکري مؤثر براي افزايش ارتباط با سِروُ مکانيسم مغزي است تا انسان را سريع‌تر، سهل‌تر و با تنش کمتري به اهدافش برساند.

کلمة سايبرنتيک با ريشة يوناني به معني «سکان‌دار» است که اصل آن توسط فيزيک‌دانان و رياضي‌دانان براي مطالعة ماشين‌هائي به‌کار مي‌رود که رفتار دنبال‌کنندة هدف را از خود نشان مي‌دهند و افزودن پيشوند Psycho اشاره به فکر و ذهن انسان دارد.

اين روش (تصويرسازي ذهني) يکي از ابزار قوي و برقرارکنندة نظم در بسياري از امور است. رهبران بزرگ از جمله به‌کارگيرندگان آن هستند. آنان امکانات بالقوه و احتمالات را « مجسم » مي‌کنند و حتي جزئيات نقشه‌هاي خود را به دفعات قبل از اجرا در ذهن برنامه‌ريزي کرده و به تصوير مي‌کشند. با اين‌کار سِروُمکانيسم مغزي وارد عمل شده و به‌دليل اثر فکر بر ماده(3) وقايع عالم خارج را در جهت رسيدن به هدف تعريف شده شکل مي‌دهد.

تقريباً تمام قهرمانان جهان و ساير نخبگان رشته‌هاي مختلف در گروه تصويرسازان ذهني قرار دارند. آنها قبل از انجام هر کار آن‌را به تصوير مي‌کشند، حس مي‌کنند و به تجربه مي‌رسانند. اين افراد در واقع از نقطة پايان در فکرشان، فعاليت را آغاز مي‌کنند.

تغيير تصاوير ذهني از طريق تصور خلاق صورت مي‌پذيرد که در نيم‌کره راست يعني محل مفاهيم، احساسات، انگيزه‌ها و تصاوير به انجام مي‌رسد. اين بخش با تصاوير ذهني به نحوي ارتباط برقرار مي‌کند که مغز را وادار به پذيرش قابليت دسترسي به هدف مي‌سازد.

اما اين روش چگونه با درمان ارتباط پيدا مي‌کند؟

در علم پزشکي گروهي از بيماري‌ها تحت عنوان بيماري‌هاي روان_تني(4) وجود دارند که منشاء آنها افکار منفي و مشغله‌هاي ذهني مخرب هستند ولي تجليات آن به‌صورت بيماري شديد در جسم تظاهر پيدا مي‌کند. گروه وسيعي از بيماري‌هاي پوستي، اختلالات دستگاه گوارش، بيماري‌هاي قلبي _ عروقي، دردهاي مزمن و تخريب‌هاي بافتي (مثل آرتروز، ديابت و آرتريت روماتوئيد) در اين طبقه‌بندي جاي مي‌گيرند. حتي پزشکان معتقدند که بسياري از انواع سرطان نيز منشاء ذهني و رواني دارند.دركتاب پزشكي مكمل و درمان هاي موازي(1) هم درتاييد اين نكته امده است:«انرژي نامتعادل باعث ناراحتي هايي عاطفي همچون خشم اشفتگي اندوه و ترس ميشود اين احساسات منفي ممكن است سيستم بدن انسا ن را تضعيف و دربرابربيماري اسيب پذيركند».
با اين رويکرد، وقتي وجود تصاوير ذهني و افکار منفي اين چنين سبب بروز بيماري مي‌شود، آيا تغيير و تبديل آنها به تصاوير مثبت و سازنده نمي‌تواند بيماري را درمان کند؟

مسلماً چنين است و چنان‌که مي‌بينيم روش‌هاي طبابت روان _ تني با قدمتي چند هزار ساله اثر چشمگيري در درمان بيماري‌ها دارند. اين روش‌ها با بهره‌گيري از اثر متقابل ذهن و جسم، و بر اساس شيوه‌هاي قدرتمند اثرگذاري عوامل فکري، ذهني و رفتاري بر سلامتي، به درمان بيماري مي‌پردازند.

شکل‌گيري اين روش‌ها مبتني بر اعتقاد به ارتباط ذهن و جسم و اهميت ذهن در بهبود بيماري‌هاست که به بيش از 2000 سال پيش بازمي‌گردد. هيپوکراتس، 400 سال قبل از ميلاد به نقش جنبه‌هاي ذهني و اخلاقي در درمان بيماري‌ها اشاره مي‌کرد و باور داشت که درمان تنها زماني موفقيت‌آميز خواهد بود که نقش حالات بيمار، تاثير محيط و عناصر درماني طبيعي درنظر گرفته شود.

تجسم هدايت‌شده (تصويرسازي هدايت‌شدة ذهني) يکي از شاخه‌هاي طب روان_تني است که به بيمار مي‌آموزد چگونه از نيروهاي خوددرماني‌اش براي حفظ و بازيابي سلامتي، کاهش استرس و افکار منفي استفاده کند. پايه‌گذاران و مدافعان اين روش معتقدند تصاوير ذهني، يک درمانگر بالقوه در وجود ما هستند که توان تسکين درد، تسريع روند بهبودي بيماري و بازيابي سلامتي را دارند. آنها معتقدند تصاوير ذهني حتي بر پاسخ به درمان‌هاي داروئي نيز اثر مستقيم دارند. با اين وصف، اگر باور نداشته باشيم که داروئي بر ما اثر دارد، حتي در صورت مصرف آن بر ما بي‌اثر خواهد بود. عکس اين قضيه نيز صادق است يعني اعتقاد به تاثير يک دارو يا روش بي‌اثر و مشاهدة بهبود بيماري. همان چيزي که به آن «اثر دارونما يا پلاسبو» گفته مي‌شود و مؤيد نقش ذهن بر درمان بيماري‌هاست.

دکتر هربرت بنسون استاد و محقق دانشگاه هاروارد و بنيان‌گذار موسسه طب روان_تني در آمريکا، طي بيش از سي سال تحقيقات و کار باليني، کارآئي روش‌هاي فوق را به اثبات رسانده است. وي معتقد است که وجود تصويري از بهبودي در ذهن بيمار و درمانگر يا آنچه ما نام باور بر آن مي‌نهيم، عامل درمان بيماري‌ها در50 تا90 درصد از موارد است. تحقيقات دانشگاهي و باليني متعددي نيز در اين زمينه به انجام رسيده‌اند که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم:

—        کاهش عوارض شيمي‌درماني و افزايش توان مقابله در بيماران سرطاني (دانشگاه ايالتي اوهايو)

—        افزايش فعاليت سلول‌هاي ايمني موسوم به (NKC(5) دانمارک)

—        بهبود عملکرد نوتروفيل‌هاي سيستم ايمني (دانشگاه ايالتي ميشيگا)

—        کاهش تواتر ابتلا به زخم‌هاي دهاني (دانشگاه علوم پزشکي Case Western، اوهايو)

—        افزايش فعاليت سلول‌هاي ايمني (NKC) در بيماران مبتلا به سرطان‌هاي متاستاتيک

—        تغيير در سيکل ماهيانه و کاهش علائم PMS‌(6) در زنان 21 تا 40 ساله (بيمارستان عمومي ماساچوست، بوستون)

نکته قابل توجه اينکه کليه مشاهدات فوق پس از تصوير سازي ذهني در مورد هدف مورد نظر به‌وقوع پيوسته‌اند.

همانطور که قبلاً نيز اشاره شد گروه وسيعي از بيماري‌ها شامل دردهاي مفصلي، سندرم خستگي مزمن، فشار خون، بيماري‌هاي قلبي‌_عروقي، دردهاي مزمن، ناباروري، سردردهاي ميگرني، ديابت، سندروم پيش از قاعدگي(PMS) و بيماري‌هاي دستگاه گوارش، تحت تاثير تجسم هدايت‌شده و ايجاد باور به بهبودي در بيمار، درمان پذيرند.

حتي در موارد ابتلاء به ايدز و سرطان نيز با افزايش فعاليت سيستم ايمني مي‌توان به بالا بردن توان مقابله و کاهش علائم کمک کرد. گرچه گزارشاتي از فروپاشي و ناپديد شدن توده‌هاي بدخيم پس از تصويرسازي ذهني فردي يا گروهي در مورد انهدام تومورهاي سرطاني نيز در دست است.

به‌عنوان نمونه، چند سال قبل يک پسربچه آمريکائي به سرطان وخيم مغزي مبتلا شد. والدين او که نمي‌خواستند نظريه پزشکان مبني بر لاعلاج بودن بيماري پسرشان را بپذيرند او را به کلينيکي بردند که به موجب نوآوري‌هايش در پزشکي شهرت داشت. پزشکان آن مرکز با تفهيم اثر ذهن در درمان بيماري به آن پسربچه از او خواستند به هر شکلي که مي‌خواهد بيماري‌اش را نابود کند. وي نيز نوعي بازي خيالي را در ذهنش ترتيب داد: سفينه‌هاي فضائي دور سرش مي‌چرخيدند و به غده که آن‌را «گندة خاکستري» مي‌ناميد شليک مي‌کردند. قرار شد او روزي چند ساعت به بازي بپردازد. بعد از گذشت چند ماه پسر به پدرش گفت: «امروز که سوار سفينه شدم و در مغزم جستجو کردم اثري از غده نديدم.» جالب اينکه تصويربرداري از مغز نشان داد هيچ اثري از آن غده نيست و سلول‌هاي سرطاني بدون به‌جاگذاشتن کوچکترين اثري ناپديد شده‌اند.

ملاحظه مي‌شود که ذهن اثر قدرتمندي در شفاي بيماري‌ها دارد و به قول خانم لوئيز هي: «ذهن انسان کليد سلامت اوست». او که خود مبتلا به بيماري سرطان وخيم بود توانسته با همين روش بيماري‌اش را درمان کند. اين نويدي است براي بيماران و آن دسته از مبتلاياني که در آستانة نااميدي قرار دارند. باشد که با به‌کارگيري توانمندي عظيم ذهن، گام مؤثري در بازيابي سلامتي و بهبود بيماري‌شان بردارند.



تهيه و تاليف: پريسا كي‌نژاد

pkeynejad@yahoo.com
منابع:

(1)     پزشكي مكمل و درمان هاي موازي تاليف ترگل شعبانخاني

سايت اينترنتي http://www.holisticonline.com/

سايت اينترنتي http://www.mbmi.org/

روانشناسي تصوير ذهني – سايکوسايبرنتيک، دکتر مکسول مالتز

متافيزيک از ديدگاه فيزيک

سايت اينترنتي http://www.nccam.nih.org/



پي نوشت :

1- Automatic Success Mechanism

2- psycho-cybernetics


3)مطابق قوانين فيزيک کوانتوم و قانون اثر مشاهده‌گر ، عمل مشاهده و نوع افکار بيننده باعث تغيير " تابع موج کوانتومي" و شکل گيري وقايع مطابق نگاه مشاهده گر مي شود.


4- Psycho-Somatic Disease

5- Natural Killer Cells

6- Pre-Menopausal Syndrome

 

بیماری ام اس چیست؟



مقدمه

با پيشرفت علم و صنعت و ماشيني شدن جامعه كنوني رفتار و كردار و طرز تفكر انسانها نيز دستخوش تغيير و تحول شده است.

يكي از دستاوردهاي مهم صنعتي شدن جامعه كنوني,‌ افزايش بي حد و اندازه آلودگيها، از جمله آلودگي آب و هوا, و آلودگي كليه مواد غذايي است. ممكن است سؤال شود آلودگي مواد غذايي چرا؟

امروزه با افزايش جمعيت و به قول جامعه شناسان غرب, كمبود مواد غذايي باعث شده است كه در صنعت كشاورزي و ژنتيك تغييرات عظيمي صورت گيرد و با تغييرات ژنتيكي گياهان و استفاده از انواع كودهاي شيميايي براي افزايش محصول, اين امر باعث شده تعادل مواد در خاك به هم خورده و بيشتر موادي كه در كود شيميايي وجود دارد جذب گياهان شده و تعادل مواد غذايي گياه هم دستخوش دگرگوني شود در نتيجه با مصرف اين نوع مواد غذايي تعادل بدن انسان نيز مسلماً بهم خواهد خورد. آلودگي هوا, فكر مي كنم كه نيازي به توضيح نباشد,‌ چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است. ولي توضيح مختصري را خدمت عزيزان عرض مي كنم.

امروزه با افزايش بي حد و حساب انواع اتومبيلها و اتوبوسها و ميني بوسهاي نفت و گازسوز و افزايش بي رويه كاميونهاي ديزلي موجب آلودگي هوا شده و مونوكسيد كربن بمقدار زياد در هوا پخش مي شود و از طرفي وجود كارخانجات صنعتي و اضافه شدن پسابهاي صنعتي به آبهاي جاري و درياها و درياچه ها نگراني انسانها را دو چندان كرده است. متأسفانه كاري هم در مورد رفع آن صورت نگرفته است و مهمتر و ا سف بار تر از همه تبليغ غذاهاي غربي با آب و رنگ زيبا و محتواي پوچ نگراني را بيش از پيش از حد و اندازه افزايش داده است.

از طرفي پائين بودن ارزش مواد غذايي, مانند: سوسيس و كالباس و اضافه نمودن مواد نگهدارنده اي بنام سديم نيتريت وضع را خراب تر كرده است. و جاي بسي تاسف است كه امروزه تبليغاتي فراوان در مورد غذاهاي سرپايي (
Fast Food
)‌ انجام مي شود و مردم را تشويق به استفاده از اين نوع غذاها مي كنند. اگر شبي در سطح شهر گشتي بزنيم مي بينيم كه اكثر افراد از غذاهاي سرپايي و انواع ساندويچ استفاده مي كنند كه اين نوع غذاها عاملي است مهم براي انواع بيماريها از قبيل ناراحتيهاي عصبي, بيماريهاي بدخيم از قبيل انواع سرطانها و كيستهاي جور وا جور و در نتيجه براي درمان هم مشخص است كه چه بايد كرد!

اول جراحي سپس شيمي درماني و در نهايت راديو تراپي, آيا شكم ارزش اين همه بدبختي و بيچارگي را دارد؟ غذاهاي سنتي خودمان چه اشكالي دارد كه پناه بر غذاهاي غربي و كنسرو شده برده ايم؟

يكي از بيماريهاي قرن حاضر كه متاسفانه اكثرا جوانها خصوصا دختران و زنان جوان به اين بيماري مبتلا مي شوند بيماري (
MS )‌ مي باشد كه هنوز از نظر پزشكان متخصص دنيا علت آن مشخص نيست و متاسفانه نظريات گوناگوني را عنوان مي كنند كه پايه و اساس علمي درستي ندارد.

اين بيماري را اتوايميون يا ويروسي مي نامند و دليل قانع كننده اي هم براي آن ندارند و جالبتر اينكه ويروسي بودن اين بيماري را يكي از دلائل مي دانند در حاليكه هنوز براي خودشان هم اثبات نشده است ولي اينترفرون درماني را شروع مي كنند و هزينه گزافي را به بيمار درمانده تحميل مي كنند.

توجه : در مسائل علمي نظريه زماني ارزش پيدا مي كند كه اثبات شده باشد در غير اينصورت ارزش علمي نخواهد داشت.

سوال اينجاست كه اين اصل هنوز اثبات نشده چگونه بخود اجازه درمان با ضد ويروس را مي دهند؟‌

در حاليكه بنده حقير سالها روي اين بيماري (‌
MS )‌ كار كرده و علت و درمان آن را كشف كرده ام چون پزشك نيستم و هر جا علت بيماريها را مطرح مي كنم اولين سوالي كه از من مي پرسند اين است كه تخصص شما چيست؟‌

بنده هم كه دروغ نمي توانم بگويم حقيقت را عنوان مي كنم و ميگويم بنده سرمتخصص موتورهاي جت فوق مدرن هواپيماي شكاري هستم!‌

با شنيدن اين مساله براي پزشكان محترم خيلي گران تمام مي شود و در جواب مي گويند موتور چه ربطي به پزشكي دارد؟‌

ولي بنده سوالي كه از اين عزيزان دارم اين است كه چه كار به تخصص من داريد؟‌ به حرفي كه مي زنم توجه كنيد! اگر علمي نيست براحتي رد كنيد.

ديگر عصبي شدن و از دست دادن تعادل چه معني و مفهومي دارد. مگر علم پزشكي علم آزمايش و تجربه نيست؟ از عزيزان تقاضا مي كنم كه كمي منطقي باشند. سوال ديگري كه مطرح مي شود اين است كه چرا علم پزشكي، خود را محدود به دارو كرده و درمان كليه بيماريها را در تجويز دارو مي دانند و بس.

حال اگر روزي دارو در دسترس پزشك نباشد, پزشك محترم چه بايد بكند و تكليف بيمار چيست؟‌ با اين همه تجهيزات و بالا بودن فن و تكنيك آزمايشگاهي، چرا دنبال علت بيماريها نيستند؟

آ
يا براي بيماري ( MS )‌ علم پزشكي راه پيشگيري هم دارد يا خير؟

اگر هست پس چرا ارائه نمي كنند تا اين همه جوانها از اين بيماري نجات پيدا كنند و اما بنده حقير علتي كه براي اين بيماري كشف كرده ام از اين قرار است:

۱ـ عصبي شدن و حساس بودن و زودرنج شدن و پيله كردن افراد:‌
۲
ـ استفاده از غذاهاي سردي بخش (اسيدي مانند لبنيات و ترشيجات) بطور مداوم در افرادي كه از نظر ژنتيكي داراي طبع سردي هستند.
۳- يبوست مزاج.

بازگشت به فهرست مقاله


MS چيست؟‌

ام اس يعني:‌
Multiple Sclerosis

اين بيماري مختص اعصاب مركزي بوده ( مغز و نخاع ) و ايجاد لكه هاي سفيد يا پلاكهاي متعددي در مغز مي كند.

پلاكها گوياي سفت شدگي غلافهاي سلولهاي (ميلين ها) عصبي مغز مي باشند, كه اين سفت يا سخت شدگي جلوگيري از انتشار جريان الكترو شيميايي رشته هاي عصبي و اختلال در حركات مي شود.

در نتيجه فرماني كه از مغز صادر مي شود براحتي به اعضاء و ماهيچه ها نمي رسد و كار براحتي انجام نمي شود. مغز فرمانده, كل بدن بوده و در جايگاه رفيعي قرار دارد. شخص بايد دقيقا اين اندام مهم و حياتي را بشناسد و حداكثر مراقبت را از اين اندام مهم بنمايد.

زيرا هر عضوي از بدن كار خاصي را انجام مي دهد و تغذيه خاصي را نيز دارد.

مساله مهم و حياتي اين كه كليه اندامهاي انسان تحت نظارت و كنترل اين عضو مهم يعني مغز مي باشد و كوچكترين عصبيت ها و نگراني هاي بي مورد در اين عضو اثر مخربي داشته و كار كرد اين اندام را مختل خواهد كرد.

درآينده د رمورد حساسيت ها,‌ عصبيت ها و نگراني ها صحبت كرده و علت آن را بيان خواهم كرد. شما عزيزان با رعايت نكات بيان شده, از حساسيت و عصبي شدن و نگران بودن بلطف پروردگار ايمن خواهيد شد. تا اين عضو حاكم بر جهان تن و بدن سالم بماند و در واقع با اين روش از بسياري از بيماري ها پيشگيري مي شود.

امروزه بر همگان روشن و مسجل است كه پيشگيري مهمتر از درمان بوده و هزينه اي در بر ندارد و اما عدم رعايت مسائل گفته شده انواع بيماريهاي جسمي خصوصا بيماري هاي اعصاب و روان را ايجاد خواهد نمود از جمله بيماري قرن حاضر يعني بيماري ( MS ) كه از نظر علم پزشكي روز (‌مدرن‌)‌ ناشناختـــــــه باقي مانده و تاكنون درماني بر آن نيافته اند. در واقع اين نوع بيماري علائم و خصوصيات خاص خود را دارد از جمله: بيمار مبتلا به اين مرض نمي تواند براحتي حركت كند. اين بيماري مثل ساير بيماري ها داراي علائم باليني خاصي مي باشد كه شخص مبتلا به اين بيماري چنين علائمي را در خود مي بيند و آن را حس مي كند.

بازگشت به فهرست مقاله


علائم بيماري MS

دوبيني, مورمور شدن انگشتان دست يا پا,‌ بي حس شدن و كرخ شدن بعضي انگشت هاي دست يا پا, حالت برق گرفتگي لحظه اي در بدن, يخ زدگي قسمتي از بدن، داغ شدن قسمتي از بدن,‌ عدم هماهنگي اعضاء‌ خصوصا پاها هنگام راه رفتن,‌ عصبي شدن بي مورد, خواب زياد, لخت شدن بدن, تنبلي و بي حسي, خستگي زودرس, ضعف عمومي بدن,‌ اسپاسم ماهيچه اي,‌ عدم هماهنگي بين كلمات در سخن گفتن,‌ سنگيني سر و بدن, دفع بيش از حد ادرار نسبت به ديگران,‌ دير هضم شدن غذا, حساس و زود رنج شدن, يبوست مزاج, ديدن كابوس در بعضي افراد,‌ علاقه به خوردن غذاهاي سردي بخش (اسيدي)‌ مانند لبنيات مخصوصا ماست و بستني,‌ در صورت پيشرفت بيماري عدم كنترل ادرار, يا از دست دادن كامل بينايي, عدم تحمل هواي گرم و آب گرم, عدم تحمل آب سرد و هواي سرد كم شدن ميل جنسي,‌ در صورت داشتن همبستري ضعف شديد خصوصا در آقايان, زود انزالي در آقايان, افسردگي و خودخوري,‌ انزوا طلبي و گوشه گيري,‌ نداشن تعادل, داشتن لرزش هنگام حركت,‌ ياري نكردن‌ ‌ ماهيچه هاي پا هنگام راه رفتن,‌ سرما سرما شدن استخوانهاي بدن خصوصا پاها.

بازگشت به فهرست مقاله



انواع بيماري MS

بيماران ( MS ) را مي توان به دو گروه عمده تقسيم كرد:

۱ـ بيماراني كه ابتدا از طريق بينايي مورد حمله قرار مي گيرند.
۲ـ‌ بيماراني كه ابتدا از طريق پا مورد حمله قرار مي گيرند.

گروه اول:

اين نوع بيماران اگر سريع تشخيص داده شوند, بسرعت به درمان جواب مي دهند, و در مدت زمان كوتاهي بهبودي كامل به لطف خداوند متعال حاصل مي شود.

اين گروه بيماران بايد از خوردن بستني و مواد غذايي يخ زده و سرد مطلقاً پرهيز نمايند

گروه دوم:

اين نوع بيماران نيز اگر سريع تشخيص داده شوند به درمان جواب خوبي را مي دهند و اگر در درمان كوتاهي شود, اين گروه در معرض حملات متعددي قرار مي گيرند و هر چقدر كه اين حملات ادامه يابد, درمان نيز به همان نسبت دشوارتر مي شود.

بيماران بايد بيشتر رعايت كنند تا سريعتر درمان شوند. ضمنا اگر بيمار علت بيماري خود را بداند مي تواند به راحتي با اين بيماري كنار آمده و آن را درمان كند و سلامتي خود را هر چه سريعتر بدست آورد. حال علت اين بيماري را براي عزيزان شرح مي دهم.

بازگشت به فهرست مقاله


چه كساني دچار بيماري MS مي شوند؟

عموما دو گروه از اشخاص دچار اين بيماري ( MS ) مي شوند:

۱ـ‌ گروه اول:‌

اين نوع افراد عموما اشخاصي هستند فوق العاده حساس, زودرنج و عصبي و با كمترين ناملايمات از حالت عادي خارج شده و تعادل خود را از دست مي دهند و ساعت ها فكر خود را مشغول كرده و به خود و ديگران پيله مي كنند.

۱ـ گروه دوم:

افرادي هستند كه از نظر ژنتيك داراي طبع سردي بوده و مدام از غذاهاي سردي بخش (غذاهائي با pH اسيدي) به حد وفور استفاده مي كنند و علاقه زيادي به خوردن ترشي, سركه, تمبر هندي,‌ ماست,‌ قره قورت و امثالهم دارند.

حال اين دو گروه افراد را مورد بررسي و مطالعه دقيق قرار مي دهيم تا علت هاي اين بيماري دقيقا مشخص شود و سپس به درمان اين بيماري لاعلاج و يا صعب العلاج از نظر علم پزشكي روز (مدرن) كه شناخته شده نيست مي پردازيم,‌ تا شما عزيزان متوجه شويد كه اين بيماري غير قابل علاج از نظر پزشكي، در واقع علاج پذير بوده و مي توان آن را به لطف خداوند درمان كرد.

البته هر چه سريعتر شناخته شود به همان نسبت به درمان سريعتر جواب مي دهد و شخص از اين گرفتاري نجات پيدا مي كند.

متاسفانه علم پزشكي روز در دنياي مدرن امروزي فقط و فقط درمان را در دارو مي بيند و بس! خصوصا علم پزشكي در كشور عزيز ما ايران چشم به دست پزشكان غرب خصوصا دكتران دارو ساز غرب دوخته و منتظرند كه چه زماني آنان اعلام كنند كه داروي فلان بيماري كشف و ساخته شد و پزشكان ايران از آن استفاده نمايند‌.

در اينجا سوالي پيش مي آيد كه آيا اين امكان وجود ندارد كه بيماريها را بدون استفاده از دارو درمان كرد؟‌

چرا پزشكان محترم به جاي اينكه وقت با ارزش خود را صرف كشف و ساختن دارو نمايند اين وقت را صرف تشخيص و كشف علت بيماري ها نمي كنند؟‌

در حقيقت بيماري علت نيست كه مي خواهيم با دارو از بين ببريم بلكه معلول است اگر علت را كشف كرديم و آن را از بين برديم معلول نيز از بين خواهد رفت يعني بيماري ديگر مفهومي ندارد و مسلماً با اين روش بيماري براحتي از بين خواهد رفت.

ضمنا پيشگيري مهمتر از درمان است! چرا پيشگيري نكنيم؟‌ در حاليكه پيشگيري هزينه اي ندارد.

بازگشت به فهرست مقاله


علت بيمار شدن گروه اول:

۱ـ‌ حساس بودن‌, زودرنج شدن و عصبي بودن و پيله كردن:‌

يكي از عمده ترين علت هاي اين بيماري عصبي شدن افراد است كه آن را مورد مطالعه و بررسي قرار ميدهيم. يكي از عمده علتهاي عصبي شدن در واقع كمبود مواد غذايي يا مواد معدني و ويتامين ها در بدن بوده و همچنين مواد زائد در سلولها و بافتها ست.

هرگاه شخص از نظر فيزيولوژي دچار اختلال شود از نظر سيستم عصبي نيز دچار ناراحتي روحي و رواني خواهد شد و با كمترين برخوردي عكس العمل نشان خواهد داد. براي درك بهتر اين مساله مي توانيم (همو ستاز) را مورد بررسي قرار دهيم.

بازگشت به فهرست مقاله


هموستاز چيست؟‌

اصطلاح هموستاز در فيزيولوژي به معناي ثابت نگاه داشتن مواد موجود در محيط داخلي بدن است اساساً تمام اندام ها و بافت هاي بدن اعمالي را انجام مي دهند كه به حفظ اين شرائط ثابت كمك مي كند.

ريه ها اكسيژن مورد نياز سلول ها را تهيه مي كنند,‌ كليه ها غلظت هاي يوني را ثابت نگاه مي دارند دستگاه گوارش مواد غذايي اندامها را تامين مي كند.

مادامي كه اكسيژن,‌گلوكز,‌ يون هاي مختلف, ‌اسيدهاي آمينه و ذرات چربي به مقدار كافي و با غلظت هاي مناسب در محيط داخلي وجود داشته باشند سلولها مي توانند به زندگي,‌ رشد و انجام وظائف خود ادامه دهند باز براي درك بيشتر اين مساله (‌پروتوپلاسم)‌ را توضيح مي دهم.

بازگشت به فهرست مقاله


پروتوپلاسم چيست؟‌

پروتوپلاسم شامل پنج بخش مي باشد كه عبارتند از:‌

آب,‌الكتروليت ها,‌ پروتئين ها, ‌لپيدها و كربوهيدرات ها مي باشد.

الكتروليت ها,‌ موجب انتقال امواج الكتروشيميايي در رشته هاي عصبي و عضلاني مي شوند و همچنين فعاليت واكنشهاي مختلف آنزيمي را براي متابوليسم سلولي تضمين مي كنند.

براي پي بردن به علت دقيق عصبي شدن لازم است علاوه بر اين توضيحات مايعات بدن را نيز توضيح مختصري بدهم تا مساله كاملا مشخص شود. از عزيزان تقاضا مي شود به مطالبي كه گفته مي شود دقيقاً عنايت فرمايند تا مساله مشخص شود.

بازگشت به فهرست مقاله


مايعات داخل و خارج سلولي:‌

حدود دو سوم بدن انسان را مايع تشكيل مي دهد اگر چه قسمت اعظم اين مايع در داخل سلول ها قرار دارد كه آن را مايع داخل سلولي مي نامند.

حدود يك سوم آن در فضاهاي خارج سلولي قرار داشته و آن را مايع خارج سلولي مي نامند.

مايع داخل سلولي,‌اختلافات قابل ملاحظه اي با مايع خارج سلولي دارد.

بعنوان مثال:‌

يونهاي سديم و كلر در مايع خارج سلولي بيشتر از مايع داخلي سلولي و غلظت يونهاي پتاسيم,‌ منيزيم و فسفات به عكس در مايع داخل سلولي بيشتر از مايع خارج سلولي است.

هيچ سلولي نيست كه فاصله اش تا مويرگها از ۲۵ تا ۵۰ ميكرون بيشتر باشد. همين امر تقريباً انتشار هر نوع ماده اي را از مويرگهاي به سلول در ظرف چند ثانيه تضمين مي كند.

مايع خارج سلولي: ‌محتوي مقدار زيادي يونهاي سديم,‌كلر و بيكربنات, ‌مواد غذايي لازم براي سلول ها از قبيل اكسيژن,‌ گلوكز,‌اسيدهاي چرب و اسيدهاي آمينه و انيدريد كربنيكي كه مي بايد از طريق ريه ها دفع شود. (‌مواد زائد)‌

و فرآورده هاي سلولي ديگري كه مي بايد از راه كليه ها دفع شوند (‌مواد زائد)‌

نتيجه:‌ مطالبي كه بيان شد نشان مي دهد كه هر نوع كمبود موادي در مايعات بدن موجب عدم انتشار امواج الكتروشيميايي رشته هاي عصبي مي شود كه اين امر موجب عصبي شدن در افراد مي شود.

بازگشت به فهرست مقاله


۲ـ ‌علت حساس و زود رنج بودن:

وقتي كه تعادل املاح معدني در بدن بهم مي خورد,‌ انسان با كمترين برخوردي عصبي مي شود و هم چنين كار غدد درون ريز در بدن مختل مي شود. همين امر موجب مي شود كه ترشحات طبيعي معده مختل شده و دو برابر حد طبيعي اسيد ترشح شود.

روزانه معده يك انسان بالغ حدود ۲ ليتر اسيد كلريدريك ترشح مي كند كه در هضم غذا نقش اصلي را ايفا مي كند. وقتي كه انسان دچار عصبيت مي شود اين مقدار اسيد به دو برابر حجم واقعي و طبيعي خود مي رسد كه در واقع روزانه 4 ليتر اسيد معده كه فوق العاده قوي است ترشح مي شود. همچنين با عصبي شدن كار غدد درون ريز از جمله:‌ غده هيپوفيز در مغز,‌ غده تيروئيد در جلوي گردن و غدد پاراتيروئيد و غده مهم و حياتي لوزالمعده (پانكراس) و غده فوق العاده حياتي فوق كليه كه اپينفرين و نوراپينفرين و كورتيزول ترشح مي كنند مختل شده و تخمدان ها در خانم ها و بيضه ها در آقايان نيز كارشان مختل مي شود.

اختلال در غدد درون ريز موجب مي گردد كه سيستم داخلي بدن بهم ريخته و انسان از حالت تعادلي روحي و رواني خارج گردد اگر بخواهيم همه غدد درون ريز را بطور مفصل و جداگانه توضيح دهيم از حوصله اين مقاله خارج است و به همين مقدار اشاره بسنده مي كنيم تا علت روشن شود. چون غدد درون ريز در بدن يك حالت پس خورد (‌ FeedBack )‌ را دارد و با سيستم عصبي و محركهاي شيميايي كار مي كند اگر اين سيستم مختل شود، نتيجه مشخص است و آن عدم هماهنگي بين اندام هاي بدن است و اين عدم هماهنگي يعني اختلال در كليه سيستمهاي بدن انسان، در نهايت خارج شدن انسان از حالت تعادل و بيماري است.

يكي از عوارض مهم عصبي شدن اثرات مخرب روي سيستم گوارش است كه مقداري در اين باره صحبت مي كنم تا علت پيله كردن در افراد مشخص شود و شما عزيزان به اين مساله آگاه شويد.

بازگشت به فهرست مقاله


۳ـ‌ علت پيله كردن در افراد عصبي و حساس و زود رنج چيست؟‌

همان طور كه قبلا بيان شد بر اثر عصبي شدن اسيد معده دو برابر حجم طبيعي خود ترشح مي شود و همين امر موجب مي شود كه ناراحتي هاي گوارشي افزايش يابد و در نهايت شخص دچار زخم معده و زخم اثني عشر شده و بيشتر عصبي مي شود و همين امر موجب مي گردد كه مواد لازم به اندازه كافي به سلول ها و در نهايت به اندام ها نرسد.

يكي از شايع ترين بيماري هاي گوارشي يبوست مزاج است كه همين امر باعث مي شود كه شخص مبتلا به بيماري يبوست شود در اين حال بيمار فوق العاده عصبي و حساس و زودرنج مي شود. علي الخصوص به خود و يا به ديگران پيله مي كند.

حال يبوست مزاج چطور چنين كاري را موجب مي شود.

بر اثر يبوست توقف غذا در روده بزرگ (‌كولون)‌ بيش از حد طبيعي شده و همين امر موجب مي گردد كه تخمير زيادي توسط باكتري ها بوجود آيد و انواع گازهاي سمي و سم خطرناك پتومائين در روده بزرگ افزايش يابد و آسيب هاي جبران ناپذيري را متوجه شخص نمايد. بر اثر يبوست اين گازها و سموم خطرناك دفع نشده و دوباره از طريق جداره روده جذب شده و وارد خون مي شود در واقع خون را آلوده كرده و مي توان گفت تا حدود زيادي خون را مسموم مي كند در نتيجه خون مسموم در كليه اندام ها به جريان در آمده خصوصا از اين مواد آلوده سلول هاي مغز و اعصاب استفاده كرده و از حالت طبيعي خارج مي شوند.

همين امر موجب مي گردد كه شخص تعادل روحي و رواني خود را از دست دهد و بيمار گردد و اما سمومي كه در روده بزرگ ايجاد مي شوند عبارتند از:‌

گازهاي سمي مانند:‌ اندل, ‌اسكاتل, ‌فنل,‌ سولفور و هيدروژن و سم خطرناك پتومائين كه بر اثر تخمير در روده بزرگ ايجاد مي شود.

همان طور كه گفته شد اين سموم وارد خون شده و سلول هاي مغز و اعصاب از اين خون تغذيه مي كنند حال خود در اين مورد قضاوت كنيد تا نتيجه بر شما مشخص شود. مطالبي كه بيان شد عوارض يبوست بود. يبوست عوارض بي شماري را در بر دارد كه به چند تاي آنها اشاره مي كنم تا خود بر صحت گفتار اين حقير پي ببريد و در رفع آن كوشا باشيد تا انشاء اله حالت هائي كه اين بيماري در پي دارد بر آن فائق شده و نجات پيدا كنيد.

علائم باليني كه اين گونه افراد (‌ يبوست مزاج ) دارند عبارتند از: ‌

بوي بد و تنفر آميز دهان,‌ تلخ بودن دهان,‌ داغ شدن بدن خصوصا ناحيه شكم و روده ها, ‌ريزش مو, ‌موخوره,‌كم اشتهايي و بي اشتهايي,‌ حالت تهوع,‌ عصبي شدن بي مورد,‌ پيله كردن و گير دادن, ‌جوش صورت و پشت در قسمت شانه ها, ‌ناراحتي هاي پوستي از قبيل لكه هاي سفيد در صورت يا لكه هاي قهوه اي در بدن, شوره سر, سردردهاي ميگرني (‌ قسمتي از سريا نيمه سر)‌, ضعيف شدن چشم, ‌تار شدن بينايي يا حالت دوبيني,‌ بي حوصلگي و امثالهم ...

افرادي كه دچار چنين ناراحتي هائي هستند با مراجعه مكرر به انواع متخصصين در نهايت به نتيجه مطلوبي نرسيده و سردرگم مي شوند و مهمتر اين كه علت مسائلي را كه برايشان پيش آمده نمي دانند. البته يبوست علائم عديده اي دارد و بنده به چند مورد اساسي آن اشاره كردم و الا خود نياز به جزوه جداگانه است.

در حالت يبوست مواد غذايي داخل خون كم شده و انواع سموم در آن افزايش مي يابد و در حقيقت بدن شخص خصوصاً سلول ها و اندام ها دچار فقر غذايي مي شوند و ناخودآگاه شخص حساس,‌ زود رنج و عصبي مي شود و به خود يا ديگران پيله مي كند.

زيرا مواد غذايي كافي به سلول ها و اندام ها نرسيده و آنان به خوبي نمي توانند وظائف خود را انجام دهند.

نتيجه:‌ نتيجه اي كه از گفتار بالا بدست مي آيد اين است كه يبوست در بيماران مبتلا به (‌ MS ) فوق العاده خطرناك بوده و تعادل روحي و رواني و حركتي آنها را مختل كرده و موجب مي گردد كه حملات يكي پس ديگري متوجه اين بيماران شده زيرا اينگونه افراد به انرژي زيادي نياز دارند و قبلا بيان شد كه يبوست فقر غذايي ايجاد مي كند و همين امر موجب شدت بيماري خواهد شد و خداي ناكرده اين گونه بيماران زمينگير خواهند شد.

يكي از مهمترين مسائلي كه اين گونه بيماران بايد توجه نمايند كنترل سيستم گوارشي است خصوصاً يبوست مزاج كه بايد از ان بر حذر باشند در غير اين صورت كار مشكل تر خواهد شد.

عزيزان بايد دقت نمايند تا از اجابت مزاج خوبي برخوردار شوند تا مساله اي پيش نيايد پس با رژيم غذايي مناسب و طبيعي مي توانند سيستم گوارش خود را فعال نگه دارند و اجازه ندهند كه چنين معضلي به سراغشان بيايد در غير اين صورت بيماران مبتلا به ( MS )‌كه داراي يبوست مزاج هستند هنگام راه رفتن از تعادل فيزيكي برخوردار نخواهند شد.

باور نداريد؟‌ امتحان كنيد، تا به اين مهم پي ببريد

مژده به بيماران مبتلا به ( MS )‌ در مورد تغذيه روزانه خويش:‌

بنده حقير در مورد مزاج غذاها در جزوه اي مختصر كليه غذاهاي مصرفي را بيان كرده ام كه هر مواد غذايي از چه طبعي برخوردار است و شما عزيزان با مراجعه به آن جزوه مي توانيد غذاهاي انرژي زا و مفيد را انتخاب كرده و مصرف كنيد تا دچار مساله اي نشويد. به اميد روزي كه همه عزيزان بيمار را در نهايت سلامتي و تندرستي ببينيم كه انشاء الله آن روز نزديك است عزيزان سعي كنند كه مطالبي كه عرضه مي شود با نهايت دقت و صبر و حوصله مطالعه كنند.

تا به مطالب مندرج پي ببرند و عمل نمايند تا هر چه سريعتر از اين بيماري نجات پيدا كنند عزم و اراده شما عزيزان بيش از نيمي از درمان است سعي كنيد كه مايوس و نا اميد نشويد زيرا نا اميدي بزرگترين گناه است.

علم پزشكي فعلا دنبال داروي اين بيماري است نه علت آن و اگر به اميد دارو بنشينيد وقت از دست خواهد رفت ولي بنده دنبال علت بوده ام نه دارو و به همين منظور خداوند عزيز لطف كردند و علت را شناختم پس جاي نگراني نيست.

با مطالعه اين جزوه و عمل به آن خود به اين مساله پي خواهيد برد كه چرا بيمار شده ايد و الان مي توانيد خود را درمان كنيد. درمان اين بيماري فوق العاده ساده و عملي است نااميد نشويد و توكل بر خدا كنيد تا هر چه سريعتر شفاي عاجل نصيب شده چون شفا فقط دست خدا است. متاسفانه علم پزشكي درمان خيلي از بيماري ها را هنوز نشناخته و به علت آن ها پي نبرده است. مگر بيماري ميگرن تا كنون از نظر علم پزشكي شناخته شده كه MS شناخته شود.

در حاليكه علت ميگرن كاملا مشخص بوده و در حداقل زمان حدود يك هفته به لطف الهي درمان مي شود چون علت مشخص است در واقع درمان ما,‌ خلاصه مي شود در از بين بردن علت,‌ نه تجويز دارو.

بازگشت به فهرست مقاله


علت بيمار شدن ‌گروه دوم:‌

افرادي هستند كه از نظر ژنتيك داراي طبع سردي بوده و مدام از غذاهاي سردي بخش (غذاهايي با pH ا سيدي)‌ به حد وفور استفاده مي كنند. قبل از اين كه در مورد گروه دوم صحبتي شود براي روشن شدن افكار شما عزيزان مطالبي را بايد عنوان كنم تا شما عزيزان متوجه شويد كه گروه دوم چگونه افرادي هستند و چرا دچار اين بيماري مي شوند. اگر كليه انسان هاي موجود در كره خاكي را دقيقا مورد بررسي و مطالعه قرار دهيم به چنين نتيجه اي خواهيم رسيد انسان ها را به 3 گروه عمده تقسيم مي كنيم

۱ـ‌ افرادي كه داراي طبع سردي هستند.

۲ـ‌ اشخاصيكه از طبع گرمي برخوردارند.

۳ـ كسانيكه داراي طبع معتدلي هستند.

بازگشت به فهرست مقاله


طبع چيست؟‌

حالتي است كه عواملي چون محيط زيست شرائط آب و هوايي,‌ نوع تغذيه، عوامل جغرافيايي, دماي محيط و نحوه زندگي و نژاد حالتي را از نسلي به نسل ديگر انتقال مي دهد و آن حالت ارثي است اين حالت ها در افراد مختلف متفاوت بوده و بعضي از افراد بدنشان گرايش به حالت اسيدي داشته كه اين حالت را از نظر طب قديم (طبع سرد)‌ مي نامند. و اين طبع تا آخر عمر با شخص بوده و تغييري نمي كند.

و اما افرادي كه بدنشان گرايش بسوي بازي (قليايي) دارند به آن دسته از افراد مي گوييم كه از طبع گرمي برخوردارند.

و اما طبع معتدل طبعي است ميان سرد و گرم كه در واقع حالت تعادل را دارد و عموما اينگونه افراد نسبت به دو گروه ديگر كم بوده و كمتر دچار انواع بيماري ها مي شوند. يعني pH بدن اينگونه افراد بيشتر حالت تعادل را دارد و براحتي تغيير نمي كند.

نتيجه:‌ پس طبع سرد كه ارثي است و افرادي كه داراي چنين طبعي هستند اگر در مورد غذاي مصرفي روزانه خود دقيق نباشند بيشتر در معرض بيماري ( MS ) ‌ قرار مي گيرند. زيرا مواد غذايي هم مثل انسان داراي طبايع مختلف بوده و بايد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد تا طبع مواد غذايي مشخص شود در غير اين صورت افراد دچار انواع بيماري ها خواهند شد.

بعنوان مثال:‌ آيا تاكنون انديشيده ايد كه فرق ماست با ترشي و خرما چيست؟‌

هر كدام چه اثرات مفيد يا مخربي را در مغز و ساير اندام هاي بدن ايجاد مي كنند يا خير؟‌

بدن انسان هم از اندام هاي مختلفي تشكيل شده و هر كدام داراي طبع مختلفي هستند كه مختصري به آن مي پردازيم. جالب توجه اين كه بدن انسان از اندام هاي مختلفي تشكيل شده است مانند:

مغز,‌ كليه ها,‌ كبد,‌ استخوان ، سيستم گوارش و امثالهم... از نظر طب قديم هر كدام از اين اندام ها داراي طبع خاصي بوده كه بايد مورد شناسايي قرار گيرد, تا اشخاص در نوع غذاي مصرفي خود دقت بيشتري را مبذول دارند.

بعنوان مثال ‌سيستم مغز و اعصاب (اعصاب مركزي) از طبع سردي برخوردار است يعني اين اندام گرايش بحالت ا سيدي دارد و اگر افراد از غذاهاي سردي بخش (‌اسيدي)‌ مرتب استفاده نمايند اين عضو حساس را دچار اختلال و بيماري خواهند نمود از جمله ( MS )‌,‌ براي درك بيشتر اين مطلب ناچاراً اصطلاح (pH )‌ را بايد توضيح دهم تا مسائل براي شما عزيزان روشن تر شود و علت بيماري خود را بدانيد و با رعايت مسائل بيان شده خود را از اين حالت نجات دهيد. انشاء‌ الله

بازگشت به فهرست مقاله


pH چيست؟

‌ pH يعني غلظت يون هيدروژن در مايع خارج سلولي است.

بر اثر نوع تغذيه در بدن انسان حالتي بوجود ميآيد (‌كاهش يا افزايش يون هيدروژن) كه گرايش بحالت اسيدي يا بازي دارد كه آن حالت را pH گويند. كه در بدن بايد حالت ثابتي را داشته باشد. غلظت يون هيدروژن در مايع خارج سلولي بطور طبيعي در حد ثابت تقريبا اكي والان در ليتر مي باشد اين مقدار مي تواند تا بدون ايجاد مرگ تغيير كند در واقع pH براي بيان غلظت هيدروژن مورد استفاده قرار مي گيرد.

اگر بخواهيم بطور ساده تر بيان كنيم چنين مي شود:

pH طبيعي خون در حالت عادي ۳/۷ است و گاهي اوقات بر اثر نوع تغذيه تغيير مي كند اگر تغييرات كاهش يابد و pH بطرف (‌۴/۷ - ) برود اين حالت را (‌اسيدوز) ‌مي نامند و اگر افزايش يافته بطرف (‌۴/۷ + )‌ برود آن حالت را (‌ آلكالوز)‌ گويند.

عموما در بيماران مبتلا ( MS )‌ pH اكثراً گرايش به حالت اسيدي داشته و اگر اين حالت بر اثر نوع تغذيه تكرار شود بيمار در معرض حملات مداوم قرار خواهد گرفت,‌ و حال بيمار بمرور رو به وخامت خواهد رفت. جالب توجه اينكه غذاهائي كه اين حالت (اسيدوز)‌ را ايجاد مي كنند اين نوع بيماران علاقه وافري به مصرف آن نشان مي دهند.

مانند: ‌ماست,‌ بستني,‌ ترشي,‌ تمبر هندي,‌ ماهي و امثالهم...

توجه:‌ اين گونه بيماران بايد از مصرف غذاهاي اسيدي دوري جسته و رعايت حال خويش را بنمايند.

بازگشت به فهرست مقاله


اسيد و باز چيست؟‌

تعريف اسيد: اسيد مولكول يا يوني است كه مي تواند يك هيدروژن به محلول اضافه كند يا بهتر و ساده تر بگويم اسيد دهنده هيدروژن مي باشد.

تعريف باز:‌ باز مولكول يا يوني است كه بتواند با يون هاي هيدروژن تركيب شود و يا بهتر بگويم بازگيرنده هيدروژن است.

بازگشت به فهرست مقاله


تعادل اسيد و باز

منظور از تعادل اسيد و باز تنظيم غلظت يون هيدروژن در مايعات بدن است.

توجه:‌ تغييرات مختصري در غلظت يون هيدروژن نسبت به مقدار طبيعي موجب تغييرات بارز در سرعت واكنشهاي شيميايي در سلول ها مي گردد.

به اين معني كه بعضي از واكنشها را آهسته و بعضي را تسريع كند,‌ به همين دليل تنظيم غلظت يون هيدروژن يكي از جنبه هاي مهم هموستاز است هموستاز را قبلا توضيح داده ام كه يعني ثابت نگاه داشتن مواد لازم در محيط داخلي بدن است. كه اين كار را اندام هاي مختلف بدن انجام مي دادند تا بدن دچار اختلال نشود. حال براي درك بهتر و بيشتر مطالب فوق اثرات اسيدوز و آلكالوز را توضيح مي دهم تا شما عزيزان به علت بيماري خود پي ببريد.

بازگشت به فهرست مقاله


اثرات اسيدوز و آلكالوز بر روي بدن

اسيدوز: اثر عمده اسيدوز تضعيف سيستم عصبي مركزي است هنگامي كه pH خون از ۲/۷ كمتر مي شود سيستم عصبي آنقدر تضعيف مي گردد كه شخص در ابتدا حواس خود را از دست داده و بعداً دچار اغماء‌ مي شود.

بيماري ( MS ) چون بيماري اعصاب مركزي است با هر اسيدوزي اين سيستم تضعيف شده و به مرور پلاك هاي متعددي در مغز يا نخاع به وجود مي آيد, اين نوع بيماران جدا از حالت اسيدوز بايد بدور باشند تا درمان شوند در غير اين صورت بيماري پيشرفت كرده و درماني نخواهد داشت زيرا بر اثر پيشرفت بيماري غلاف هاي نرون يعني (‌ميلين ها) از بين رفته و بدن به راحتي نمي تواند آن را ترميم كند.

آلكالوز: ‌اثر عمده آلكالوز بر روي بدن افزايش تحريك پذيري است كه سيستم عصبي را تحريك مي كند اين اثر هم در سيستم عصبي مركزي و هم در سيستم عصبي محيطي حادث مي شود.

معمولا اعصاب محيطي قبل از سيستم عصبي مركزي مبتلا مي شوند. بطور اتوماتيك و مكرر امواج عصبي از خود صادر مي كنند در نتيجه عضلات وارد يك حالت تتاني يعني يك حالت اسپاسم تونيك مي شوند. تتاني معمولا در ابتداء‌ در عضلات ساعد ظاهر شده و به سرعت به عضلات صورت و سرانجام به سراسر بدن منتشر مي شود.

توجه:‌ عموما افرادي كه دچار اسيدوز يا آلكالوز شديد مي شوند ابتدا به حالت اغماء فرو رفته و بعد در آن حال مي ميرند.

در واقع اسيدوز و آلكالوز نتيجه نوع تغذيه بوده و افزايش يا كاهش يون هيدروژن ( pH )‌ عامل اصلي اين جريانات مي باشد.

در بيماران مبتلا به ( MS ) اكثرا دچار اسيدوز شده و بمرور تعادل خود را از دست مي دهند مصرف غذاهاي سردي بخش (اسيدي )‌ اين حالت را ايجاد كرده و اگر همين طور ادامه يابد تشديد مي شود و همين امر موجب حملات به شخص مي شود. آيا بدن مجهز به سيستمي نيست كه اين حالت را كنترل كند؟‌ و آنها كدامند؟

در جواب عرض مي شود كه چرا، اندام هايي هستند كه اين حالت را تا حد امكان كنترل مي كنند و تا حدي كاهش مي دهند بشرطي كه ما هم با آن اندامها همكاري نزديكي داشته باشيم و سعي كنيم كه باري را از روي دوش آن اندامها برداريم نه اين كه بر خلاف آنها عمل كنيم.

فعلا اين سيستم را توضيح ميدهم و شما عزيزان بدقت مطالعه كرده تا مسائل روشن شود.

بازگشت به فهرست مقاله


اندامهاي كنترل كننده اسيدوز و آلكالوز

دو اندام مهم و حياتي در بدن وجود دارند بنام هاي ريه ها و كليه ها,‌ اين اندام ها تلاش مستمري را انجام مي دهند تا حالت هاي اسيدوز و آلكالوز را كنترل نمايند و (‌ PH ) ‌را به حد طبيعي برسانند البته ناگفته نماند تلاش اين اندامها بستگي به مقدار يون هيدروژن در بدن مي باشد كه در اين حال ريه ها وارد عمل شده (اسيدوز يا آلكالوز تنفسي) و بمرور هيدروژن را از طريق بازدم به بيرون دفع مي كنند اما كليه ها در اين حالت (اسيدوز يا آلكالوز متابوليسمي)‌ بايد كار مداوم و طاقت فرسايي را تحمل كنند تا هيدوژن اضافي موجود از طريق ادرار دفع شود. به همين دليل است كه ادرار هميشه اسيدي است و همين امر سالم بودن كليه را نشان مي دهد.

كليه ها قادرند در ظرف يك تا سه روز (‌ pH )‌ مايعات بدن را مجددا به مقدار تقريبا طبيعي بازگردانند.

توجه:‌ حال اگر فردي هر روز از غذاهاي سردي بخش (ا سيدي) مرتب استفاده نمايد و مرتب بدن وي دچار اسيدوز شود,‌ هر چقدر هم كه ريه ها و كليه ها وارد عمل شوند قادر نخواهند بود كه pH بدن را به حالت طبيعي برگردانند زيرا همانطور كه بيان شد كليه ها حدود 1 تا 3 روز متوالي بايد تلاش كنند تا حالت اسيدوز يا آلكالوز را خنثي نمايند.

پس در نتيجه اسيدوزهاي مكرر بر روي اعصاب مركزي اثر گذاشته و آن را به مرور تضعيف نموده و عاملي است مهم در ايجاد پلاك ها و عدم فعاليت نرون ها.

توجه: هر نوع اسيدي فعاليت هاي نرون هاي مغزي را شديداً كاهش مي دهد.

پس مهمترين علت بوجود آمدن ( MS ) در افراد وجود طبع سرد و خوردن غذاهاي سردي بخش و همچنين عصبيت هاي مكرر و حساسيت و زود رنجي است. با آگاهي به اين مطالب و شناخت طبع خود و شناخت طبع مواد غذايي مي توانيد از اين بيماري لا علاج به قول پزشكان نجات پيدا كرده و به زندگي عادي خود ادامه دهيد. پس عزيزان با در نظر گرفتن مطالب گفته شده سعي كنيد اراده اي محكم و آهنين پيدا كرده و خود را به راحتي درمان كنيد.

بازگشت به فهرست مقاله


متابوليسم مغز

مغز و متابوليسم مغز ويژگيهاي خاصي دارد كه توضيح مختصري بيان مي شود.

ميزان كل متابوليسم و ميزان متابوليسم نورون ها:‌

متابوليسم مغز در حال استراحت ۱۵ درصد متابوليسم كل بدن را تشكيل مي دهد با وجودي كه جرم مغز فقط 2 درصد جرم كل بدن است.

بنابراين متابوليسم مغز در حال استراحت حدود ۵/۷ برابر متابوليسم بقيه بدن ا ست قسمت اعظم بافت هاي بدن مي توانند براي چندين دقيقه و بعضي تا نيم ساعت بدون اكسيژن به كار خود ادامه دهند. در اين مدت سلول هاي بافتي انرژي خود را از طريق متابوليسم بي هوازي بدست مي آورند كه به معني آزاد شدن انرژي تجزيه نسبي گلوكز و گليكوژن اما بدون تركيب با اكسيژن ا ست.

اما متاسفانه مغز قادر به انجام متابوليسم بي هوازي زيادي نيست, زيرا متابوليسم بسيار زياد نرون ها اجازه چنين كاري را نمي دهند زيرا انرژي بسيار زيادي كه براي هر سلول مغز در مقايسه با بيشتر بافتها مورد نياز است. دليل ديگر مقدار گليكوژن انبار شده در نورون ها بسيار مختصر است.

سومين دليل به ذخائر اكسيژن در بافتهاي مغزي نيز بسيار اندك است بنابراين فعاليت نورون هاي مغز بستگي به رسيدن ثانيه به ثانيه اكسيژن خون دارد. با كنار هم گذاشتن اين عوامل مختلف مي توان براحتي درك كرد كه چرا قطع ناگهاني جريان خون به مغز يا كمبود ناگهاني اكسيژن در خون مي تواند در ظرف ۵ تا ۱۰ ثانيه موجب از هوش رفتن انسان شود.

نتيجه:‌ افرادي كه مبتلا به بيماري MS هستند بايد از غذاهاي انرژي زا مانند عسل و ليموترش تازه مرتب استفاده نمايند واز هواي پاك كه داراي اكسيژن كافي است همچنين برخوردار شوند.

تا اين بيماري بسرعت از بين برود با آگاهي از شرائط مغز بيماران از خوردن غذاهاي سردي بخش يا (ا سيدي) و يا غذاهاي كم انرژي پرهيز نمايند. زيرا نتيجه عكس خواهد شد و اين گونه بيماران دچار كمبود انرژي شده و بسرعت خسته خواهند شد. زيرا خوردن ماست يا برنج سفيد آن انرژي لازم را براي مغز ايجاد نمي كند و به همين دليل اكثر بيماران مبتلا به ( MS )‌ از كمبود انرژي و خسته شدن شكايت دارند. براي جبران اين نتيجه بايد از عسل بمقدار 200 گرم روزانه مصرف نمود,‌ زيرا يكي از مهمترين شگفتي هاي عسل اين است كه براي جذب نياز به انسولين ندارد. ثانيا بسرعت جذب سلولهاي مغزي مي شود ثالثاً چون از نوع قندهاي چپ گرا مي باشد در ساختمان اسيد آمينه ها بكار مي رود و الا آخر.

بازگشت به فهرست مقاله


غذاي اصلي سلولهاي مغز

در شرائط طبيعي تقريباً تمام انرژي مصرف شده توسط سلولهاي مغز بوسيله گلوكز تامين مي شود كه از خون گرفته مي شود همانطور كه در مورد اكسيژن نيز صدق مي كند. قسمت اعظم اين گلوكز دقيقه به دقيقه و ثانيه به ثانيه از خون مويرگي گرفته مي شود و كلا حدود 2 دقيقه ذخيره گلوكز بطور طبيعي بصورت گليكوژن در نورون ها در هر زمان معين انبار مي شود يك صفت ويژه حمل گلوكز به نورون ها اين است كه انتقال گلوكز به داخل نورون ها از طريق غشاء سلول بر خلاف تقريبا تمام سلول هاي بافتي ديگر بستگي به انسولين ندارد انجام مي شود.

حتي در بيماراني كه ديابت شديد دارند و ترشح انسولين در آنها صفر است گلوكز كماكان به آساني بداخل نورون ها انتشار مي يابد كه جاي بسي خوشوقتي است. زيرا اين روش مانع از اين مي شود كه عمل مغز در بيماران ديابتي مختل شده و از بين برود. در بيماران مبتلا به ( MS ) هم اگر انرژي كافي به مغز نرسد همان طور كه قبلا متذكر شدم دچار كمبود انرژي و خستگي زودرس خواهند شد و مشكلات زيادي بسراغ آنان خواهد آمد. و دچار عدم تعادل خواهند شد پس عزيزان در غذاي مصرفي روزانه خود كمال دقت را مبذول دارند تا دچار مساله اي نشوند.

دلایل بروز سنگ کلیه

دلایل بروز سنگ کلیه:

سنگ کلیه چیست؟ چه کسانی مبتلا به این بیماری می شوند؟ چه کاری می توان برای بهبود آن انجام داد؟

در آمریکا هر ساله تعداد 300 هزار نفر به دلیل سنگ کلیه در بیمارستان ها بستری میشوند. این بیماری از سال های بسیار دور در بدن انسان وجود داشته. نمونه های سنگ کلیه حتی در مومیایی های مصر باستان نیز یافت می شود. خوب، سنگ کلیه چیست؟ و راه حل موثر در پیشگیری از آن چه می باشد.

سنگ کلیه از مواد مختلفی تشکیل می شود و و اشکال و سایزهای متفاوتی دارد (می تواند به صورت یک رشته موی میکروسکوپی باشد و یا آنقدر بزرگ شود که تمام کلیه را فرا بگیرد). در سه حال متفاوت شیمیایی موادی که در ادرار وجود دارند در هسته مرکزی کلیه جمع شده و باعث رشد سنگ می شوند. تقریبا در حدود 80% از سنگ های کلیه از طریق ادرار دفع می شوند. اما اگر سنگ بیش از اندازه بزرگ باشد در درون کلیه باقی مانده و محل خروج ادرار را مسدود می کند. برای بهبود حال بیمار باید از معالجات پزشکی کمک گرفت.

چه چیز باعث بروز سنگ کلیه می شود؟
مجمع پزشکی تا کنون به هیچ گونه توضیح مستدلی در این زمینه دست نیافته است. اما گفته می شود که اختلات متابولیسمی، مواد معدنی، کالبدی، در این امر نقش مهمی را ایفا می کنند. تا حدودی به اثبات رسیده است که مسائل ژنتیکی نیز در این امر دخیل هستند. طرز زندگی نیز بر روی بروز بیماری تاثیر می گذارد. محل زندگی بیمارانی که دارای سنگ کلیه هستند معمولا در قسمت هایی با هوای گرم و مرطوب است تا هوای سرد. همچنین افرادی که تحرک کمی دارند بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به این بیماری قرار می گیرند. رژیم غذایی نیز یکی از عوامل کلیدی به شمار میرود. غذاهای پر چاشنی مثل کاری و فلفل نیز خطر ابتلا به بیماری را افزایش میدهند. این امر از طریق مشاهده آداب غذایی فیجی قابل اثبات می باشد. افراد این منطقه معمولا از خوراک های بی طعم و شیرین استفاده می کنند به همین دلیل بیماری سنگ کلیه به ندرت در آنها دیده می شود. اما اغلب افراد هندوستانی که معمولا از غذاهای تند و کاری دار استفاده می کنند معمولا از بیماری سنگ کلیه رنج می برند.

در این قسمت راه هایی برای جلوگیری از سنگ کلیه را به شما معرفی می کنیم:

1- نوشیدن آب فراوان به ویژه در آب و هوای مرطوب. سعی کنید روزی 8 لیوان آب بنوشید.

2- اگر شما زندگی بی تحرکی دارید سعی کنید کمی ورزش کنید، از راه رفتن در حوالی خانه شروع کنید و رفته رفته میزان تحرک خود را افزایش دهید.

3-میزان مصرف روزانه خود را از لبنیات بیشتر کنید و مصرف غذاهای فلفلی را نیز کاهش دهید. همچنین از غذاهای حاوی کاری و چاشنی بیش از اندازه نیز خود داری کنید.

کارشناسان اثبات کرده اند که می توان از طریق مصرف خوراکی اکسید منیزیوم به همراه ویتامین B6 پیشگیری کرد. البته مصرف این دارو باید تحت نظر پزشک معالج انجام پذیرد. مصرف فسفات و آنتی بیوتیک ها نیز باید زیر نظر پزشک انجام پذیرد.

تا پیش از سال 1980 برای برداشتن سنگ کلیه از عمل های جراحی ماژور استفاده می شد. اما پیشرفت های پزشکی موجب شده است که در چند سال اخیر دیگر نیازی به این کار احساس نشود. درمان از طریق اشعه های آلترا سونیک ( فراصوتی) این امکان را فراهم میسازند که با کمی شکاف سنگ کلیه از میان برود. امواج اکستراکورپوریل نیز برای شکستن سنگ کلیه استفاده می شوند که در این صورت دیگر هیچ گونه نیازی به جراحی و بریدگی نمی باشد.

پیشرفت های پزشکی استرس مداوای سنگ کلیه را تا حد بسیار زیادی کاهش داده است. اگرچه بهتر است که سعی کنیم تا جایی که ممکن است از ابتلا به این بیماری پیشگیری کنیم. همچنین سعی کنید تا میزان کافی آب بنوشید. آیا درمانی از این ساده تر وجود دارد؟

 



چگونه بهتر بخوابیم

 

 

 

چگونه بهتر بخوابیم

بـایـد اعتراف کنم زمانی که از من درخواست شد تا نکاتی
در مورد خواب بنـویسم از فـرط خـوشحـالـی از خـود بیخود
شـدم. بد نیست که بدانید از آن زمانی که به یاد می آورم
بـا خـوابـیـدن مشـکل داشـتـم و حالا پیدا کردن راهی برای
مـبــارزه با مشکل بیخوابی را به من محول کرده اند. چقدر
خوب! الـبته فکر میکنم من تنها کسی نباشم که خوابیدن
را به عنوان یک کار دشوار و طاقت فرسا می شناسد.

اگـر هـر شب بـخـواهـیـد بـر روی تمام مسائل جزئی که در
زنـدگـی روزمره اتفاق می افتد فکر کنید، بـه طـور حـتـم بـا
چـنـین مشـکـلی مـواجـه خـواهید شد. اختلالات بیخوابی
انواع مختلفی دارند که شما می توانید به راحتی و تنها با
تـغیــیر برخی عادات روزمره آنها را از بین ببرید. نکات زیر را
دنبال کنید تا بتوانید به راحتی از خواب و بیداری خود لذت ببرید.

به حالت خواب رفتن

کارهای متداولی انجام دهید
کارهای ابتدایی: ابتدا پیش از رفتن به تخت خواب خود را آماده خوابیدن کنید. دندانهایتان را مسواک بزنید، لباس خواب بپوشید، و دوش بگیرید. لازم نیست که حتما تمام این کارها را انجام دهید بلکه ما فقط می خواهیم هر شب پیش از رفتن به خواب کارهای مداومی را انجام دهید. با این کار ضمیر ناخودآگاه شما متوجه می شود که شما قصد خوابیدن دارید و شما را راحت می گذارد تا بتوانید به راحتی به خواب فرو روید.

همچنین سعی کنید هر شب سر یک ساعت معین به خواب روید و صبح روز بعد نیز در یک ساعت بخصوص از خواب بیدار شوید (حتی روزهای تعطیل) شاید این کار در مراحل ابتدایی کمی مشکل باشد اما بدن شما به تدریج خود را با شرایط جدید وفق داده و آنرا می پذیرد.

تخت مساوی است با خواب
در اتاق خواب باید تنها کارهایی را انجام دهید که به خوابیدن مرتبط است. نباید در اتاق خواب کار کنید، غذا بخورید و یا بازی های کامپیوتری انجام دهید. ذهن شما با دیدن اتاق خواب باید به یاد خوابیدن بیفتد.

ورزش
تمرینات مداوم ورزشی باعث می شوند بدن شما اکسیژن بیشتری بگیرد و در نتیجه می توانید راحت تر به خواب فرو روید. اما درست قبل از خوابیدن نباید شروع به ورزش کنید چرا که بدن شما به فعالیت واداشته می شود و آنگاه نمی توانید به خواب فرو روید.

کلک های کوچک:در تخت خود بمانید
تلفن همراه و کامپیوتر را خاموش کنید. زمانی که به تخت خواب می روید نباید حتی به پیام هایی که به تلفن همراهتان می آید فکر کنید چه برسد به اینکه بخواهید آنها را پاسخ هم بدهید.

تماشای تلویزیون
نگاه کردن و یا نکردن به تلویزيون یک سوال است. برای بعضی از افراد تلویزیون باید روشن باشد تا صدای آن موجب آرامش خاطرشان شده و به خواب فرو روند. سایرین اصلا نمی توانند در جلوي تلویزیون بخوابند و به راحتی تمرکز خود را از دست می دهند. شما هر دو راه را امتحان کنید و ببینید کدامیک از آنها برای شما مناسب تر هستند.

گوش دادن به موسیقی
آیا موسیقی هم می تواند به عنوان یکی از حقه ها به کار رود؟ شاید. موسیقی هم همان کار تلویزیون را انجام می دهد البته با این تفاوت که شما مجبور نیستید نور اضافی نیز تحمل کنید. من صدای "ایدن مگا" را پیشنهاد می کنم. اگر به موسیقی پاپ هم علاقه دارید می توانید انیا ، و کنی جی گوش کنید. به تازگی برخی نوارهای یوگا هم به بازار آمده اند که برای ایجاد آرامش بسیار مناسب هستند.

خنک کردن اتاق
همیشه وقتی هوا گرم است خوابیدن مشکل می شود. سعی کنید دمای هوای اتاق را زیر 37 درجه نگاه دارید تا بدن شما مشکلی در این زمینه نداشته باشد. حتی اگر هوا کمی سرد هم باشد شما می توانید خودتان را زیر یک پتو جمع و جور کنید.

 

 

غذا و نوشیدنی

فقط یک غذای مختصر
پیش از خوابیدن نباید غذا بخورید. هر گونه غذایی باید حداقل یک ساعت پیش از وقت خواب مصرف شود. البته برای شام یک غذای سه مرحله ای همراه با پیش غذا و دسر پیشنهاد نمی شود. یک غذای مختصر مثل یک شیرینی به همراه یک لیوان آب میوه کفایت می کند.

همچنین غذاهایی هستند که به دلیل آمینو اسیدهایی که در خود جای داده اند به شما در خوابیدن کمک می کنند. این مواد را می توانید در شیر گرم، تخم مرغ، بلارد، جوجه، پنیر و بوقلمون پیدا کنید.

جوشانده های طبیعی
جوشانده های گیاهی نیز یکی دیگر از تکنیک های آزمایش شده می باشد. این مواد دارای موادی طبیعی می باشد که بدن شما را آرام کرده و باعث می شود تا به خواب فرو روید. از انواع این گیاهان می توان به بابونه، سنبله تیب، انیسون و رازیانه اشاره کرد.

قطع مصرف مشروب
سعی کنید به هر قیمتی که شده مصرف مشروبات الکلی را متوقف کنید. شاید زمانی که مشروب می خورید احساس خواب آلودگی کنید اما این امر موقتی است و پس از آن ضربان قلب شما بالا رفته و خوابیدن برایتان مشکل می شود. این امر در مورد کافئین (که در قهوه، چای، نوشیدنی های گازدار و شکلات یافت می شود) نیز صدق می کند. همچنین باید از استعمال تنباکو نیز خود داری کنید.

غذاهای تند را کنار بگذارید
رژیم غذایی شما نباید شامل غذاهای خیلی تند و فلفلی نیز باشد. این کار معده شما را به هم میریزد و لذت یک خواب خوش شبانه را نیز از شما می گیرد.

نمی توانید بخوابید؟

نظرتان را عوض کنید
اگر برای مدت زمان 30 دقیقه در رخت خواب بودید و فقط مشغول غلت خوردن بوده و خواب به چشمانتان نمی آمد، از جا برخیزید، کمی قدم بزنید و یا خود را مشغول یک کار دیگر کنید. برای چند دقیقه ذهن خود را بر روی کار دیگری متمرکز کنید تا چشمانتان احساس خستگی کنند.

مطالعه کنید
کتاب خواندن یک تدبیر مناسب در این زمینه به شمار می رود، البته نباید کتابی را انتخاب کنید که هیجان انگیز باشد و شما را وادار کند که صفحه بعد را هم بخوانید. بسیاری از افراد در زمان مطالعه کردن آنچنان محو نوشته ها می شوند که فقط میخواهند بدانند بعد چه اتفاقی می افتد و خواب را به کلی فراموش می کنند.

آرام و آسوده باشید
نگران این نباشید که چرا خوابتان نمی برد. با این کار فقط شرایط را دشوار تر میسازید. لازم نیست هر چند وقت یکبار نگاهی به ساعت بیندازید تا ببینید چه مدت است که بی هدف در رخت خواب بیدار مانده اید (و بعد هم شروع کنید به شمردن ساعاتی که وقت دارید تا قبل از صدای زنگ ساعت بخوابید). انجام این کار به خودی خود باعث ایجاد بیخوابی می شود. بهتر است در زمان خواب به چیزهایی غير از این فکر کنید.

اگر تمام این کارها نتیجه نداد...

حقه های عجیب بیشماری هم هستند که شما می توانید دز زمان خوابیدن از آنها کمک بگیرید مثل شمردن گوسفندها. سعی کنید در هنگام خواب سرتان رو به سمت شمال داشته باشد. فرضیه ای وجود دارد که حاکی از آن است که در این حالت بدن شما با میدان مغناطیسی زمین در یک راستا قرار می گیرد. جریان انرژی شما با طبیعت یک هارمونی خاص با جهان همسو می شود.

بر روی پشت خود بخوابید و با دست خود بر روی شکمتان شکل گردی بکشید، انگشتان پا را تکان دهید و نفس های عمیق بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید آرامش بیشتری بدست آورید.

در آخر اگر باز هم خوابتان نبرد، باید تشکتان را چک کنید. اگر راحت و محکم نباشد نمی توانید به راحتی به خواب فرو روید.

امشب که خواستید بخوابید تمام مواردی که به نوعی در خواب شما اختلال ایجاد میکنند را به حداقل برسانید و بگذارید خوابتان آنقدر سنگین شود که به خور خور بیفتید.



پيشنهاد مقاله توسط: مردمان

ضروریات کمک های اولیه

ضروريات كمك‌هاي اوليه
- تكنيك‌ها و تجهيزات
- روش‌هاي نجات زندگي
- مشكلات تنفسي
- مشكلات قلبي- عروقي
- زخم‌ها و خونريزي
- صدمات استخوان‌ها، مفاصل و عضلات
- مشكلات دستگاه عصبي
- صدمات محيطي
- اشياء خارجي
- مسموميت، گازگرفتگي و گزيدگي
- مشكلات طبي و زايمان
- كمك‌هاي اوليه اورژانس

خوانندگان محترم :

جهت کسب اطلاع از هر یک از موارد فوق می توانند به آدرس www.IranHealers  مراجعه فرمایند.

ایمنی وبهداشت

محيط نيز همچون عادات شخصي قادر است بر سلامت تأثير بگذارد؛ اما مي توان تا حدي آن را تعديل كرد. حوادث از علل عمده مرگ و آسيب ديدگي‌هاي وخيم مي‌باشند، به ويژه در افراد مسن و خردسالان. عواملي چون شرايط آب و هوايي خاص و ويژگي‌هاي محيطي منزل يا محل كار از جمله ديگر خطراتي هستند كه براي سلامت وجود دارند. ليكن با شناسايي خطرات بالقوه و اجراي اقداماتي براي پيشگيري از آنها مي‌توانيد به آساني از خطراتي كه در خانه يا محل كار يا حين مسافرت وجود دارند، اجتناب كنيد.
ايمني در خانه و سلامت
حوادث از مخاطرات عمده‌اي مي‌باشند كه براي سلامت وجود دارند. تقريباً نيمي از حوادث وخيم درخانه روي مي دهند و بيش از همه افراد مسن و خردسالان آسيب مي بينند. افراد مسن بيشتر مستعد افتادن هستند، در حالي كه خردسالان در معرض خطر قابل توجه مسموميت با مواد سمي خانگي مي‌باشند. آتش از ديگر مخاطرات موجود است. خطر قابل توجه ديگري كه براي سلامتي وجود دارد از بهداشت ضعيف آشپزخانه ناشي مي‌شود كه در نتيجه آن ممكن است مسموميت غذايي روي دهد. براي آن كه به زمين نيفتيد، كاري كنيد كه نور خانه زياد باشد، قاليچه‌ها و پا دري‌ها بر روي زمين حركت نكنند و كف خانه مرتب باشد. اگر در خانه بچه كوچك داريد، براي پلكان، درب حفاظ بگذاريد تا مانع افتادن او از پلكان شويد. داروها، مايعات شوينده، مونوكسيد كربن (گازي كه در اثر سوختن مواد سوختي آزاد مي شود) و سرب از جمله مواد سمي مي‌باشند. بايد مواد سمي را دور از دسترس كودكان نگاه داريد. براي پيشگيري از تجمع مونوكسيد كربن، هر سال دودكش‌ها، دستگاه‌هاي گرمايش و وسايل گازسوز را بازرسي كنيد و هيچگاه ماشين هايي را كه بنزين سوز مي‌باشند، در گاراژهاي بسته روشن نگذاريد. براي پيشگيري از مسموميت با سرب، بايد فردي كه متخصص در اين امر باشد، لوله‌هاي سربي را جايگزين كند و رنگي را هم كه بر روي ديوارها زده شده (معمولاً در خانه هاي قديمي) و حاوي سرب است، بتراشد. از آتش يا اجسام داغ با احتياط استفاده كنيد؛ براي مثال اگر سيگاري مي‌باشيد، حتماً پس از اتمام سيگار كشيدن، سيگار و كبريت خود را خاموش كنيد. براي پيشگيري از آتش سوزي‌هاي الكتريكي، زيادي از پريز، برق نكشيد. مواد آتش زايي مثل رنگ را در انبار يا گاراژ نگاه داريد. علاوه بر آن هميشه در آشپزخانه پتوي ضد حريق يا كپسول آتش نشاني داشته باشيد و بر روي سقف هم دود ياب نصب كنيد تا در صورت بروز حريق آن را شناسايي كند. براي پيشگيري از مسموميت غذايي، آشپزخانه را تميز نگاه داريد، غذا را كاملاً بپزيد و غذاهاي فاسد شدني رادر يخچال نگاه داريد. غذا را در ظرف درز گرفته و بي‌منفذ قرار دهيد و قبل از انقضاي تاريخ مجاز، آن را مصرف كنيد.
استفاده از درب حفاظ راه پله
براي آن كه مانع از افتادن كودك شويد، هم در پايين و هم در بالاي پلكان درب حفاظ بگذاريد. دقت كنيد ارتفاع درب حفاظ بيشتر از آن باشد كه كودكتان بتواند از آن بالا برود. تنظيم كننده‌هاي پهنا، امكان مي‌دهند تا درب حفاظ براي هر راه پله‌اي اندازه باشد. عمود بودن ميله‌ها، مانع از آن مي‌شود كه كودك بتواند از درب حفاظ بالا رود.
ايمني در حياط و باغ
بيشتر خطراتي كه در باغ يا حياط وجود دارد ناشي از استخرها يا حوضچه‌ها، گياهان يا مواد شيميايي سمي، وسايل باغباني، منقل كباب‌پزي يا جوجه‌پزي و وسايل بازي است. حوضچه‌ها ممكن است براي خردسالان خطرناك باشند، زيرا ايشان ممكن است حتي در آبهاي كم عمق هم غرق شوند. هنگامي كه كودكان در اطراف حوضچه‌ها بازي مي‌كنند، دقت كنيد و بر آنها نظارت داشته باشيد. گياهان سمي ممكن است موجب علايمي از قبيل تحريك و خارش پوست و در صورت بلع، تحريك اعضاي داخلي و استفراغ شوند. برخي از گياهان ممكن است مرگبار هم باشند، به كودكانتان بياموزيد كه لمس يا خوردن گياهان ممكن است خطرناك باشند. اگر فرزندتان گياهي را خورده باشد، فوراً با پزشك خود تماس بگيريد و كودك را همراه با نمونه‌اي از گياه به بيمارستان ببريد. اگر براي باغباني از مواد شميايي سمي استفاده مي كنيد، آنها را در انبار يا گنجه قفل‌دار قرار دهيد. به جاي استفاده از مواد سمي، مي‌توانيد از روش هاي ايمن‌تري مثل درآوردن علف‌هاي هرز با دست يا استعمال حشره كش‌هاي عاري از مواد شيمايي بهره بجوييد. هيچ گاه وسايل خطرناك يا برنده را در محل‌هاي در دسترس كودكان قرار ندهيد و هرگاه هم خود از اين وسايل استفاده مي‌كنيد، لباس‌هاي ايمني لازم را بپوشيد. حشراتي چون زنبور و پشه مي‌توانند و نيش بزنند. زهر اين حشرات ممكن است موجب واكنش‌هاي حساسيتي شود. واكنش‌هاي حساسيتي شديد (آنافيلاكسي) ممكن است مرگبار باشد. براي محافظت از خود، دست و پاي خود را پوشيده نگاه داريد و مواد دافع حشرات بر روي پوست خود استعمال كنيد.
وسايل ايمني
هنگام استفاده از دستگاه هايي همچون چپرچين از وسايل ايمني استفاده كنيد. مثلاً دستكش‌هاي ضخيم بپوشيد، با گذاشتن عينك ايمني، چشم خود را از ذرات پرتاب شونده به سمت خود، محافظت كنيد و يك محافظ گوش هم به سر داشته باشيد تا مانع از شنيدن سر و صدا شود.
حيوانات خانگي و ايمني
حيوانات ممكن است موجب حساسيت و انتشار بعضي از عفونت‌ها و انگل‌ها به افراد شوند. مدفوع گربه و سگ ممكن است حاوي موجودات ريز خطرناكي مثل تخم كرم توكساكارا باشد. اين تخم‌ها در صورت بلع ممكن است موجب توكسوكارياز شوند. اين بيماري ممكن است منجر به كوري شود. مدفوع گربه ممكن است حاوي انگل توكسوپلاسما هم باشد كه اين انگل به جنين زنان باردار، صدمات وخيمي وارد مي‌كند. مرتب، حيوانات دست آموز خود را تميز كنيد و به روشي بهداشتي مدفوع آنها را دور بريزيد. به كودكانتان بياموزيد بعد از لمس حيوانات دست خود را بشويند. از آن جايي كه بعضي از حيوانات دست آموز مثل سگ، ممكن است گاز بگيرند، نبايد هيچ گاه كودك را با آنها تنها گذاشت.
ايمني در آفتاب
مواجهه بيش از حد با نورخورشيد ممكن است منجر به آفتاب سوختگي، گرمازدگي و درد درازمدت، مشكلات وخيمي همچون سرطان پوست شود. بالاخص در صورتي كه موي قرمز يا بور و چشمان سبز يا آبي داشته باشيد، بيشتر در معرض خطر هستيد. زيرا ملانين ـ (رنگدانه اي كه نور فرابنفش را جذب مي كند) ـ كمتري در پوستتان وجود دارد. براي به حداقل رساندن آسيب ديدگي ناشي از آفتاب، هيچكس نبايد در اواسط ظهر در معرض نور خورشيد باشد و اگر بيرون از خانه باشيد، حتماً پوست و چشمان خود را محافظت كنيد. كلاه لبه پهن به سر بگذاريد و پيراهن آستين بلند و شلوار يا دامن بلند بپوشيد. از كرم هاي ضد آفتاب با عيار محافظتي ضد محافظت در آفتاب«SPF» مناسب برروي پوست خود استعمال كنيد. هرچه عيار محافظتي بيشتر باشد، در برابر آفتاب محافظت بيشتري ايجاد خواهد شد. كرم ضد آفتاب را بايد 30-15 دقيقه قبل از بيرون رفتن استعمال كرد و هر 24 ساعت آن را تجديد نمود.
محافظت از پوست كودك
شيرخواران و كودكان چون پوست ظريفتري دارند، بيشتر در خطر آفتاب سوختگي قرار دارند. شيرخواران را به دور از نور آفتاب نگاه داريد و به كودكان هم حتماً لباس مناسب بپوشانيد و برايشان كرم ضد آفتاب استعمال كنيد.
ايمني در حين كار
همكارهاي اداري و هم كارهاي بدني، ممكن است متضمن خطراتي براي سلامتي باشند. عاقلانه است كه خطرات بالقوه مرتبط با كارتان را دريابيد و براي پيشگيري از آن،‌ اقدامات لازم را انجام دهيد. در صورت لزوم از كارفرماي خود بخواهيد تا به شما در به حداقل رساندن اين خطرات كمك نمايد. كار اداري به ندرت خطري براي ايمني جسمي دارد، اما ممكن است موجب شروع برخي از مشكلات براي سلامت فرد شود. دو مورد از شايع ترين مشكلات جسمي عبارتند از كمردرد ـ در اثر وضعيت قرارگيري نامناسب فرد در هنگام نشستن در پشت ميز تحرير ـ و آسيب ديدگي ناشي از كشيدگي هاي مكرر ـ نوعي كشيدگي عضلاني كه به علت حركات تكراري مثل ماشين نويسي كردن پديد مي آيد. يكي ديگر از مشكلات شايع استرس هاي رواني مي باشند (ص 32) كه ممكن است در اثر عواملي چون شرايط طاقت فرسا يا روابط نامناسب با همكاران پديد آمده باشند. براي پيشگيري از مشكلات جسمي، حتماً بايد محل كارتان خوب تهويه شود و كاملاً روشن باشد. اگر زياد ماشين نويسي مي كنيد، حتماً بايد مچ دستتان در حين كار بر جايي تكيه داشته باشد. در صورت مواجهه با شرايط پر استرس، سعي كنيد مشكل را برطرف كنيد يا در صورت لزوم قبل از آن كه مشكل بر سلامت شما تأثير بگذارند درصد كمك برآييد.
محل كار
ميزتحرير و تجهيزات خود را به گونه‌اي مرتب كنيد كه در وضعيت صحيح قرار گرفته باشند. طوري بنشينيد كه ضامن وضعيت‌گيري مناسب شما باشد و به شما امكان دهد تا با راحتي تمام از صفحه كليد استفاده كنيد.
محل كار
بسياري از انواع كارهاي بدني خطرناكند. كاركردن با ماشين آلات يا اجسام سنگين ممكن است شما را در معرض خطر آسيب ديدگي قرار دهد، مواد شيميايي بسيار سمي مي‌باشند يا آثار مضري بر بدن ـ مثل سوختگي پوست ـ دارند. بعضي از انواع گرد و غبار مثل سيليس (موجود در ماسه و بعضي از سنگ‌ها) و آزبست، در صورت استنشاق به شش‌ها صدمه مي‌رسانند. سر و صداي زياد و دماي بالا از جمله ديگر خطرات محل كارند. كارفرما بايد شما را از هرگونه خطري آگاه كند و تجهيزات محافظت‌كننده را در اختيار شما قرار دهد. اگر براي خودتان كار مي‌كنيد، براي محافظت خود خطرات را بيابيد و حتماً از قوانين ايمني در حين كار تبعيت كنيد.
ايمني در جاده
حوادث نقليه در جاده‌ها موجب هزارن مورد مرگ و آسيب ديدگي در سال مي شود. تقريباً همه حوادث ناشي از اشتباهات افراد است تا نقايص وسايل نقليه. يكي از علل عمده اشتباهات در رانندگان، مصرف الكل است. بي‌تجربگي، مصرف دارو و خستگي از جمله ديگر علل مي باشند. اين عوامل قادرند واكنش راننده را به تأخير اندازند و قضاوت او را مختل كنند. رانندگان بايد به هيچ وجه خسته نباشند يا الكل مصرف نكرده باشند و نيز بايد بدانند كه هيچ يك از داروهايي كه مصرف مي كنند موجب احساس خواب آلودگي نمي‌شود. همه افرادي كه در ماشين مي‌نشينند بايد كمربند ايمني ببيندند. خردسالان بايد صندلي هاي مخصوصي داشته باشند كه مناسب اندازه و وزن آنها باشد. موتورسواران و دوچرخه سواران بايد كلاه ايمني و لباس هايي داشته باشند كه آنها را در برابر شرايط نامناسب جوي و آسيب ديدگي محافظت نمايد. ايشان بايد از سالم بودن چراغ‌هايشان اطمينان حاصل نمايند و بايد لباس هاي براق يا منعكس كننده نور بپوشند تا ديگران آنها را در جاده خوب ببينند. عابران پياده بايد از پياده رو بگذرند و هنگام عبور از خيابان، از روي خط‌كشي‌هاي مخصوص عابران پياده رد شوند. اگر هيچ گذري وجود نداشت بايد در همان جهتي راه برويد كه وسايل نقليه در حركت مي‌باشند. افرادي كه كودكان خردسال دارند، بايد حتماً به فرزندان خود درباره ايمني در جاده آموزش داده باشند.
صندلي كودك
خردسالان بايد صندلي هاي مخصوصي داشته باشند كه مناسب اندازه و وزن آنها باشد.
ايمني در دوچرخه سواري
دوچرخه سواران بايد كلاه ايمني به سر بگذارند تا از جمجمه محافظت شود و لباس‌هاي براق يا شبرنگ بپوشند تا به راحتي ديده شوند. چراغ‌ها بايد شب‌ها روشن باشند. هميشه بايد به دوچرخه خود برسيد تا خوب كار كند.